تصویر مرتبط






تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1396 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

به نام دانای راز

صورت مسئله اعتیاد به قلم آقای علی خدامی

وقتی از صورت مسئله اعتیاد صحبت می کنیم، یعنی از اولین خشت بنای علمی کنگره 60 صحبت می کنیم ، کنگره 60 برای بیان کامل موضوع اعتیاد ، تعریف اعتیاد و چگونگی آن ، بنای عظیمی را ساخته است به گونه ای که اعتیاد دیگر یک موضوع ساده و در حاشیه نیست ، بلکه اعتیاد ، خود یک علم و رشته تخصصی است و جالب تر اینکه برای کامل شدن علوم اعتیاد ، بایستی کلیه علوم و رشته ها به کمک آن بیایند . به عبارت دیگر ، برای درک کامل موضوع بیماری اعتیاد و چگونگی درمان آعتیاد ، به تمامی رشته های علمی ، به نوعی  احساس نیاز می شود .


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 1 مهر 1396 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

داستان ببخشیم و بگذریم

داستان ببخشیم و بگذریم , کشاورزی یک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.., هنگام برداشت محصول بود.شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه
را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد.پیرمرد کینه ی روباه را به دل گرفت.بعد از چند روز
روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد.مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده، به
دم روباه بست و آتش زد.روباه شعله ور در مزرعه به اینطرف و آن طرف می دوید و
کشاورز
بخت برگشته هم به دنبالش. در این تعقیب و گریز، گندمزار به خاکستر تبدیل شد…
وقتی کینه به دل گرفته و در پی
انتقام هستیم، باید بدانیم آتش این انتقام، دامن خودمان را
هم خواهد گرفت! بهتر است ببخشیم و بگذریم.



تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1396 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

سومین جلسه از سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه هفته ایجنت، اسیستانت و مرزبان به صورت جشن و قدردانی به نگهبانی و استادی مهندس و دبیری مسافر امیر روز چهارشنبه مورخ 96/06/22 راس ساعت 10:15 آغاز به کار نمود.

ما در طول سال چهارجشن داریم، جشن راهنما، همسفر، ایجنت و اسیستانت و مرزبان ، دیده بان. آیا ما نباید از این عزیزان قدردانی و سپاسگزاری کنیم؟ این قدردانی باید به هر شکلی که می شود به وسیله یک پاکت انجام شود. این تکلیف ماست و به عقیده ی من از واجبات است، باید کاری کنیم که سیستم را سرپا نگه داریم و این جایگاه را حق شناس باشیم....


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 26 شهریور 1396 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

دستهایی که کمک می کنند، مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته ست
 
تا در آن دوست نباشد،همه درها بسته ست
 
مهری عزیز از طرف لژیون روزنه امید هفته مرزبانی را به شما و مسافرتان تبریک و شادباش عرض مینماییم .
 
و تشکر و قدر دانی صمیمانه ی ما را به پاس زحماتتان پذیرا باشید.
 


تاریخ : پنجشنبه 23 شهریور 1396 | 09:03 ب.ظ | نویسنده : همسفر سعیده | نظرات

خلاصه سی دی کتاب

استاد: آقای مهندس


ممکن است یک کتاب به شما حرفه‌ای بیاموزد، شما را از افسردگی بیرون آورد و یا دانش شما را در جهت خاص مورداستفاده قرار دهد که این‌ها در جهت مثبت است، کتابی هم هست که وقتی مطالعه می‌کنید شما را افسرده‌تر می‌کند یا شما را به طغیان درمی‌آورد و دست به جنایت می‌زنید، کتابی هم هست که خنثی است نه منفعتی دارد و نه ضرر؛


 


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1396 | 07:07 ق.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

از کجا به کجا

در باب دستور جلسه هفتگی

به قلم کمک راهنما؛ همسفر مریم

در کنگره سه سفر داریم؛ سفر اول از مصرف مواد مخدر تا قطع (کارهای ضد ارزشی باید قطع شود) که در اینجا مبدأ و مقصد مشخص است. در سفر دوم از قطع تا رسیدن به خود (باید خودمان و قدرت درون خود را بشناسیم چراکه برای رسیدن به خدا باید از دروازه خود عبور کرد) و سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به خدای خود که یک مقصد نیست، رفتن و رفتن و رسیدن و رسیدن‌هاست.

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1396 | 07:34 ق.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات
چه لطیف است حس آغازی دوباره
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
شما به لطافت بنفشه هایی که دزدانه،سراز ابرهای بر فرش زمین آرمیده اند،سر به در آورده اید،صد آفرین یزدان بر شما باد.

ورود شما خانم صدیقه عزیز رابه سفر دوم تبریک میگوییم واز خداوند عظیم بهترین ها را برایتان می خواهیم.
خانم مریم عزیز خدا قوت،سپاس برای تمام صبوری ها و مهربانی هایتان.
(از طرف اعضای لژیون روزنه امید )


تاریخ : شنبه 18 شهریور 1396 | 11:33 ق.ظ | نویسنده : همسفر سعیده | نظرات
به نام خداوند زیبایی ها

از کجا به کجا
نتیجه تصویری برای تصویر زیبا از رودخانه
در واقع در سفر زندگی اسب نفس ما، یا با شلاق  رنج و اجبار به پیش رانده میشود و یا با افسار امیال و غرایز به جلو کشیده خواهد شد،بدون آنکه در سایه اندیشه درست به سوالاتی نظیر اینکه از کجا آمده ایم به کجا میرویم،چرا آمده ایم ،در کجاییم و...معنایی به بلندای انسانیت برای زندگی خود دست یافته باشیم





ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 17 شهریور 1396 | 11:34 ب.ظ | نویسنده : همسفر سعیده | نظرات

دومین جلسه از دوره شصتم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه «از کجا تا به کجا» در روز چهارشنبه مورخ 96/6/15 با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری موقت هم‌سفر زهرا رأس ساعت 10:25 آغاز به کار نمود.



تفکر اعضای کنگره، تفکری است که در صراط مستقیم است. اگر کسی وارد این سالن بشود و با شما برخورد کند، به تنها چیزی که فکر نمی‌کند اعتیاد است.

 


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 17 شهریور 1396 | 06:51 ق.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات
 

خلاصه سی دی صحرا

از آقای حسین دژاکام

تصویر مرتبط


زمامدار راستین می‌گوید:ما هیچ بودیم و هنوز هم هیچ هستیم اما نمی‌دانند که هیچ یعنی همه‌چیز؛ همان‌طور که شن‌های صحرا گاهی آرام می‌گیرند و گاهی ثابت می‌شوند و آب‌های اقیانوس هم اگر ثابت بودند از بین می‌رفتند انسان هم موجودی نیست که در یک شرایط ثابت بماندودائما در حال تغییر است.

 


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1396 | 01:57 ق.ظ | نویسنده : همسفر سعیده | نظرات

احتیاجات من و ...........خدا...!

روزی یک عارف صوفی، بسیار فقیر، گرسنه ، از همه جا رانده و خسته از سفر، به همراه تعدادی از شاگردانش ٬شب هنگام به دهکده ای رسید. ولی مردم دهکده که آدم های بسیار متعصبی بودند آن ها را نپذیرفتند و به آن ها سر پناهی ندادند.آن شب هوا سرد، و او گرسنه و خسته بود. لباس کافی هم به تن نداشت ٬ از این رو از سرما می لرزید. او بیرون دهکده زیر درختی نشست. شاگردان و مریدانش هم با حالتی غمگین٬ افسرده و بعضی حتی خشمگین آن جا نشسته بودند.

در این هنگام او به دعا کردن پرداخت و خطاب به خداوند گفت:

"تو عالی هستی...!تو همیشه هر آن چه من احتیاج دارم به من عطا می کنی."

این دیگر غیر قابل تحمل بود. یکی از مریدان گفت: صبر کنید٬  دیگر دارید زیاده روی می کنید...!مخصوصا در چنین   شب؛ ما را از دهکده بیرون رانده اند. این حرف های شما کذب است..!ما گرسنه و خسته هستیم ٬ لباس کافی به تن نداریم و شب سرد هم دارد از راه می رسد، حیوانات درنده دارند این اطراف پرسه می زنند. پس برای چه خدا را شکر گزاری می کنید؟و می گویید:

تو هر آن چه که احتیاج دارم به من عطا می کنی چیست؟ 

عارف گفت: دقیقا منظورم همین است. باز هم تکرار می کنم

خداوند هر آن چه که من احتیاج دارم به من عطا می کند. من امشب به فقر احتیاج دارم ٬محتاجم که رانده شوم٬ امشب احتیاج دارم که گرسنه باشم٬ در خطر باشم. در غیر این صورت خداوند ٬امشب این چیزها را به من نمی داد.حتما نیازی وجود دارد. من محتاجم و باید شکرگزار باشم. او همیشه مراقب نیازهای من است. او عالی ست



تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396 | 07:29 ق.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

به نام یگانه خالق هستی

«وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من»

به قلم کمک راهنما، همسفر مریم

نتیجه تصویری برای تصویر بهتر برای پیامهای وادیهای کنگره 60


محبتی که مد نظر وادی چهاردهم است محبت عام است که همه چیز و همه موجودات و انسان‌ها را در بر می‌گیرد و برای رسیدن به آن راهی جز کسب معرفت، علم، آگاهی و رسیدن به دانایی در کنار تزکیه و پالایش وجود ندارد که این نوع محبت یکی از خالص‌ترین عناصر است که در کنار ناخالصی‌ها جا نمی‌گیرد.


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 11 شهریور 1396 | 05:16 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

اولین جلسه از دوره شصتم سری کارگاههای کنگره 60 با دستور جلسه وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من در روز چهارشنبه مورخ 8/6/96 با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مسافر امیر راس ساعت 10:20 آغاز به کار نمود.


 


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396 | 02:28 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه ای از سی دی خدا

نتیجه تصویری برای تصویر زیبا از کلمه خدا

ای انسان‌ها بدانید برای آدمی جز آنچه خود انجام داده نخواهد بود بعنی بقای وجود و هستی آدمی بودن او،حیات مادی و معنوی ، دنیوی و اخروی او،شخصیت و هویت او و بلکه همه‌ چیز او وابسته به کار و تلاش اوست ولاغیر و هر کس کوشش کند فقط برای شخص خود کوشش کرده است و به سوی خود او است و خدا البته بی‌نیازاست.


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1396 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات
سه صافی در ارتباط با گفتار

شخصی نزد سقراط آمد و گفت :
ــ
گوش کن! می خواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می گفت... سقراط حرف او را قطع کرد  و گفت:  قبل از اینکه تعریف کنی ٬بگو آیا حرفت را از میان آن سه صافی گذرانده ایی یا نه ؟

ـ-آن مرد گفت: "کدام صافی"
سقراط گفت :اول از میان صافی واقعیت. آیا مطمئنی چیزی که تعریف می کنی واقعیت دارد ؟
ـــ نه. من فقط آن را شنیده ام . شخصی آن را برایم تعریف کرده است .


سقراط سری تکان داد و گفت :
پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی صافی شادی گذرانده ای . مسلما چیزی که می خواهی تعریف کنی ، حتی اگر واقعیت نداشته باشد ، باعث خوشحالیم می شود.

ــ "دوست عزیز فکر نکنم تو را خوشحال کند..!"
ـ
بسیار خوب ، اگر مرا خوشحال نمی کند ، حتما از صافی سوم ، یعنی صافی فایده رد شده است.
آیا چیزی که می خواهی تعریف کنی ، برایم مفید است و بدردم می خورد؟


ـ "نه ، به هیچ وجه ! "
سقراط گفت :
پس اگر این حرف ، نه واقعیت دارد ، نه خوشحال کننده است و نه مفید ،آن را پیش خود نگه دار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی..




تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396 | 03:43 ب.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.