تبلیغات
وب لژیون همسفر مریم - در باب دستور جلسه هفتگی

به نام قدرت مطلق الله

در باب دستور جلسۀ هفتگی: وادی هشتم

به قلم کمک راهنما؛ همسفر مریم

 

با حرکت راه نمایان می‌شود

 

ابتدای وادی با پیامی که می‌خوانیم متوجه می‌شویم جهانی دیگر، به‌غیراز این جهان مادی که می‌بینیم هست که باید بسیار حساب‌شده عمل کنیم و هر تصمیم یا هدفی که داریم این را بدانیم، تنها با حرکت کردن، به آن می‌رسیم. بله اینجا راه و بی‌راهه‌هایی است که باید بسیار خردمندانه انتخاب کنیم و از همه مهم‌تر می‌دانیم که دشمن قسم‌خورده‌ای به نام ابلیس داریم که هرلحظه در هر لباسی به شکل انسان یا به هر طریقی به‌راحتی وارد افکار و اندیشه ما می‌شود و مانع رسیدن ما به اهدافمان می‌شود.

با حرکت راه نمایان می‌شود، اما اگر با تفکر صحیح و اجرای تمامی قوانین و فرمان‌ها الهی باشد که خوشبختانه ما در اینجا هفت وادی را در کوله‌پشتی خود به همراه داریم و به‌نوعی توانسته‌ایم به تفکراتمان سروسامانی بدهیم و دانستیم که انسان موجودی است که مسئول تمام اعمال خویش هست و باید سازندگی و پاک‌سازی را از خود شروع نماییم و از همه مهم‌تر چراغ راهی چو عقل را با خودداریم و می‌توانیم از آن برای شناخت راه از چاه استفاده نماییم.

در این وادی بسیار زیبا به ما می‌آموزد که چگونه حرکت کنیم که از مسیر خارج نشویم و به مقصد نهایی برسیم. ابتدا به ما می‌آموزد؛ چرا شیطان در کمین است که انسان را از راه مستقیم خارج کند؟ و چرا انسان باید خود مسیر خود را انتخاب کند؟ انسان به دلیل داشتن اختیار، خودمختار است هر راهی را که بخواهد انتخاب کند فسخ یا فجور؛ اگر به دنبال هوای نفس باشد و دم را غنیمت بشمارد تکلیفش مشخص است در این صورت به بهشت و جهنم اعتقاد و باور ندارد و به پیمانی که از روز الست با پروردگار بسته عمل‌نکرده و پیرو خواسته‌ها و هوای نفسانی خویش شده و همین دنیا را و آنچه را که می‌بیند قبول دارد و بس؛ اما انسانی که به این امر اعتقاد و ایمان دارد قدم‌هایش حساب‌شده است و می‌داند در پس هر عملی هر گفتار و پنداری عکس‌العملی نیز وجود دارد و خیر و شرش دامن خودش را می‌گیرد.

اینجا با همراه داشتن کوله‌ای پر از اطلاعات مفید که وادی‌ها هستند حرکت را آغاز می‌نماییم. ابتدا باید بدانیم هدفمان چیست؟ مقصد کجاست؟ به چه قیمتی می‌خواهیم به مقصد برسیم؟ آیا اصلاً خواسته‌ای داریم یا نه؟ من مثال درمان اعتیاد را می‌زنم آیا خواسته‌ای برای درمان هست یا نه؟ هدف از درمان چیست؟ یا برای من همسفر، برای چه می‌خواهم مسافرم به درمان برسد؟ برای چه می‌خواهم همراهش باشم؟ هدفم چیست؟ آیا تنها درمان و رهایی از مواد را مدنظر دارم یا مسائل دیگری هم هست؟ مطمئنم به‌غیراز رهایی، آرامش نیز مدنظر هست و برای رسیدن به آرامش حرکت در صراط مستقیم و دوری از ضد ارزش‌ها ملاک است در غیر این صورت پایانش فناست.

 پس من همسفر هم اگر می‌خواهم همراه با مسافرم سفر کنم باید اطلاعات کافی را از این راه پرپیچ‌وخم اما شیرین را داشته باشم؛ مثلاً بدانم این سفر یا سفر اول، 10 الی 11 ماه طول می‌کشد پس نباید بی‌تابی کنم و بخواهم هر چه زودتر به رهایی برسیم و شاید مسافر را از این راه منصرف کنم و کوتاه‌ترین راه را برای رهایی انتخاب کنم، باید بدانم این مسیر از قبل ترسیم‌شده است و افراد زیادی که تابع قوانین بودند تجربه کردند و به درمان، رهایی و آرامش رسیده‌اند، در این مسیر یا مسیرهای دیگر برای رسیدن به اهدافمان نیروهای شیطانی یا منفی هستند که می‌خواهند ما را از مسیر خارج کنند مثلاً پیشنهاد شغل خوب، پیشنهاد یک مسافرت زیارتی یا سیاحتی با بهترین امکانات، یا خرید منزلی که به نظر قیمت مناسبی هم دارد و خیلی از این مسائل که واقعاً هم برایمان مفید به نظر می‌رسند، اما سد راهمان می‌شود؛ اینجاست که باید از اندوخته‌های خود، از اطلاعاتی که داده‌شده استفاده کنم و به یاد هدف اصلیم باشم و بتوانم فقط در راستای رسیدن به همان هدف حرکت کنم و تلاش کنم نه چیز دیگری

اگر می‌خواهم به‌سلامت و صلح و آرامش به مقصد برسم باید حسابم را صفر کنم یعنی جبران خسارت کنم باید فکر کنم که قبلاً چه خساراتی را وارد کرده‌ام؛ خسارت به خودم، خانواده و جامعه؛ شاید اگر بخواهم جبران خسارت کنم می‌گویم معذرت می‌خواهم و همین را کافی میدانم، نه این‌گونه نیست؛ اولین کاری که می‌توانم انجام دهم این است که دیگر خسارت وارد نکنم و جلو خسارت‌های بعدی را با انجام کارهای ارزشی بگیرم پس ابتدا باید با خودم حسابم را تسویه کنم با ورزش و تغذیه مناسب جسمم را و با آموزش گرفتن جهان‌بینی‌ام را و با خدمت کردن روانم را اصلاح کنم با تغییر در اندیشه، گفتار و رفتارم جبران خسارت کنم.

و اما جبران خسارت از خانواده شاید به‌درستی نمی‌دانستم مسئولیتم در خانواده به‌عنوان فرزند، همسر، پدر یا مادر درواقع چه بوده و اکنون با انجام وظایفم به بهترین نحو در جایگاهی که هستم جبران خسارت نمایم.

جبران خسارت از جامعه: ما همیشه از جامعه انتظار داریم. آیا نباید فکر کنیم که جامعه از ما چه انتظاری دارد؟ من هم به‌عنوان عضوی از جامعه هزینه‌هایی صرف آموزش‌وپرورش من شده و ...، ریختن زباله در طبیعت، نابود کردن جنگل‌ها برای آسایش بیشترمان و دودودم کارخانه‌هایی که باز برای آسایش من انسان طراحی‌شده همه‌ی این‌ها خساراتی هست که به‌واسطه ما انسان‌ها زده می‌شود که باید بتوانم جبران کنم با کاشتن درخت و تفکیک کردن زباله‌هایی که تولید می‌کنم، باصرفه جویی آب و هزاران کاری که می‌توانیم در این راستا انجام دهیم.

پس من اگر بخواهم به مقصد نهایی و هدفم با صلح و آرامش برسم باید با خودم روراست باشم و با خودم و خدای خودم پیمان ببندم؛ پیمانی که با انجام آن متوجه بزرگی و عدالت خداوند می‌شوم و متوجه می‌شوم تمامی مشکلاتی که برایم پیش آمد تنها عکس‌العملی از اعمال خودم بوده است و اگر ابلیس یا نیروهای تخریبی با تمام فریب و حقه‌هایشان مرا از مسیرم دور ساخته‌اند تنها به دلیل آموزش گرفتن و ساختن من بوده و اینکه تاریکی و جهالت را تجربه کنم و با تمام وجودم بخواهم که دیگر در آن تاریکی نمانم و امروز که بالباسی سفید راهی شده‌ام که این راه جز راه رسیدن به خود و خدای خودم نیست محکم‌تر و استوارتر قدم بردارم و بدانم با حرکت صحیح، راه مستقیم نمایان می‌شود.

امیدوارم پیمان وادی هشتم که با انجامش، جز باز شدن دریچه‌هایی از معرفت پروردگار نیست را بتوانیم به همان صورتی که در کتاب (عشق چهارده وادی برای رسیدن به خود) آمده به انجام برسانیم.

 

با احترام: کمک راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)

 

 



تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : همسفر مریم شفیعی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.