تبلیغات
وب لژیون همسفر مریم - گزارش تولد اعضای لژیون روزنه امید

روز پنج‌شنبه مورخ 97/1/30 جلسه سیزدهم از دور بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی نیک‌آباد ویژه مسافران و همسفران با دستور جلسه جهان‌بینی 1 و 2 (تولد سه‌سالگی کمک راهنما آقای مهدی) با استادی کمک راهنما مسافر حسن نگهبانی کمک راهنما مسافر صادق و دبیری کمک راهنما مسافر مرتضی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز دو بخش است. جهان‌بینی ۱ و ۲ و تولد سومین سال رهایی آقای مهدی احمدی است. جهان‌بینی یک و دو نوشته آقای امین دژاکام است که روی جلد آن نوشته‌شده جهان‌بینی کاربردی یعنی اگر من تمام جهان‌بینی را حفظ باشم ولی عملکردی در درونش نباشد صفر است. پس دارد مشخص می‌کند این دستور جلسات اگر کاربردی نشود ثمره‌ای برای انسان ندارد.

در جهانبینی یک، نسبت به خصوصیات درون من دارد می‌گوید که من را آشنا می‌کند با نفس، عقل، حس، روح و آرشیو و این اطلاعات را به من می‌دهد که من با چه چیزهایی سروکار دارم و چگونه می‌توانم نقاط ضعف و قوت را برطرف کنم.

ابتدا کسی که بخواهد یک کاری را انجام بدهد باید بداند کجا هست و اگر نداند حرکتی هم به‌طرف مقصد و هدف نمی‌تواند داشته باشد.

در جهان‌بینی یک نسبت به درون صحبت کرده و جهان‌بینی دو نسبت به بیرون صحبت کرده است؛ که می‌گوید هر چیزی که در درون انسان هست مطمئناً در بیرون هم وجود دارد. وقتی من بیایم خودم را بشناسم، بدانم اطلاعاتی که من دارم می‌گیرم به چه دردی می‌خورد و اینکه این جهان‌بینی برای من چکار دارد می‌کند. جهان‌بینی علم زندگی کردن را دارد به من می‌گوید. جهان‌بینی یک و دو مثل یک لامپی است برای من روشن می‌شود در یک اتاق تاریک که قبلاً من در یک اتاق تاریکی بودم، بر اساس این‌که نمی‌دانستم دارم چه‌کار می‌کنم، خیلی از لوازم داخل اتاق را زدم شکستم و این دید را نسبت به آن اتاق ندارم. با ورود به کنگره آقای مهندس و آقای امین آمدند یک لامپی را در آن اتاق روشن کردند که من تازه متوجه شدم که چه چیزهایی را شکستم مصرف‌کننده وقتی لامپ برایش روشن می‌شود می‌بیند مصرف مواد مخدر حس‌هایش را آلوده می‌کند، حالش خراب می‌شود و

آقای امین مثال زیبایی می‌زنند و می‌گویند آن منابعی که در اختیارش است که مثال چاه نفت را می‌زنند کسی که اطلاعات و آگاهی دریافت کند و آن‌ها را کاربردی نکند همانند کسی است که چاه نفت را استخراج می‌کند اما از فروش نفت سودی برای او به دست نمی‌آید.

حالا لامپ روشن‌شده باید چه کنیم؟ حالا که لامپ روشن‌شده و خرابی‌ها را می‌بینم نباید دنبال مقصر بگردم، اگر اینجا تکلیف خودم را روشن کنم و از کسی توقع نداشته نباشم و بدانم خودم خراب کردم مطمئناً برای ساختنش از کسی توقع ندارم و نسبت به کارهایم خیلی راحت‌تر می‌شوم. اگر برعکس این باشم کار مشکل می‌شود و می‌گویم دیگران بیایند حل کنند. حالا وقتی می‌گوید جهان‌بینی کاربردی، باید روزبه‌روز بیایم در کنگره اطلاعات را بگیرم و آن چیزهایی را که خراب کردم را درستش کنم. اینجا آقای امین می‌گویند: ما فقط الفبا را به شما می‌دهیم جمله‌سازی‌اش با خودتان است، راهنما و کنگره 60 دارد می‌گوید و عملکردش با من مسافر است که هر کس بیشتر عمل کند و حرکت کند القا بیشتر می‌شود و حال خوش را به او می‌دهد.

اما در مورد قسمت دوم دستور جلسه تولد سومین سال رهایی آقا مهدی: مهدی زمانی که به کنگره وارد شد مشکلات متعددی در زندگی داشت. اتومبیل پرایدی داشت که همیشه خراب بود اما ایشان فرمان پذیر بودند باآنکه مسیر طولانی را طی می‌کردند خواسته درمان داشت و باعلاقه در جلسات حاضر می‌شدند و سی‌دی‌های آموزشی را می‌نوشتند. هیچ تلاشی بی‌نتیجه نمی‌ماند چرا آقا مهدی حالا راهنما شده‌اند؟ چرا حالش خوب شده؟ چون فرمان‌بردار بودند، در قسمت‌های مختلف خدمت کردند و ثمره این حرکت همین شد که ایشان اکنون در جایگاه کمک راهنما در حال خدمت هستند. در این مسیر همسفرشان به ایشان کمک زیادی کردند و همسفر نقش بسیار مهمی در سفر کردن مسافر دارد کسانی که همسفرشان را به کنگره نمی‌آورند کارشان سخت‌تر است. چرا چون مسافر در کنگره اطلاعات می‌گیرد همسفر اطلاعات ندارد هرکدام می‌خواهند یک‌طرف بروند و حال دیگران هم خراب می‌کنند.

من تبریک می‌گویم به خودش، همسفرش، به ایجنت شعبه آقا مهران، به تک‌تک شما عزیزانی که دست زدید و تولد آقا مهدی را امروز می‌خواهیم جشن بگیریم و امیدوارم در آینده در نقاط بالاتر ببینیمشان و از ایشان بهره‌مند باشیم.


اعلام سفر مسافر مهدی:

سلام دوستان مهدی هستم مسافر: آنتی ایکس مصرفی تریاک و متادون، روش درمانDST، داروی درمانOT، به راهنمایی راهنمای عزیزم آقای حسن از لژیون دوم، ده ماه و پانزده روز سفر کردم، رشته ورزشی والیبال و در حال حاضر هم سه سال و پنج روز است که آزاد و رها هستم.



 


آرزوی مسافر مهدی: من آرزو می‌کنم که شعبه‌ای از خودمان داشته باشیم و انشا الله زمین خودمان را بسازیم.


آرزوی همسفر مهری: امیدوارم همین‌طور که آقای مهندس هم گفتند کنگره 60 ملی بشود.



صحبت‌های آقای مهدی: سپاس گذارم از همه عزیزان، لطف کردید و تشریف آوردید. من وقتی به شعبه نیک‌آباد آمدم آقا صادق مشاوره اولیه من بودند و روش  DST را به من گفتند که باید شربت اوتی بخوری و من هم با تفکری که داشتم گفتم به‌به گل بود به سبزه هم آراسته شد و چون یکی از اقوام ما به کنگره آمده بود و همسفرم اجازه مصرف کردن را از ایشان پرسیده بودند گفتم می‌آیم کنگره و شربت می‌خورم و از آن‌طرف خانه هم مثل خان‌ها می شینم می‌کشم ولی این تفکر در حد یک ماه بود و بعد متوجه شدم که چه خبر است و بعدازآن دو پای دیگر هم قرض کردم و آمدم و گفتم اینجا جایی است که باید خرابی‌هایم را جبران کنم و شکر خدا آمدم و به درمان رسیدم و اگر در این جایگاه هستم مدیون زحمات همسفرم هستم که در این مسیر خیلی به من کمک کردند و تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم که خیلی زحمت بهشون دادم، از آقا مهران ایجنت شعبه، آقا صادق، آقای مرتضی، آقای طاووسی و آقای حمید در قسمت اوتی تشکر می‌کنم و تشکر ویژه می‌کنم از آقا داوود و بازهم از همسفر عزیزم تشکرمی کنم و خیلی زحمت بهشون دادم ببخشید. از دو همسفر کوچکم آقا حسین و خانم معصومه تشکر می‌کنم و امیدوارم بتوانم روزی به‌واسطه آموزش‌های کنگره از زحماتشان قدردانی کنم.

صحبت‌های کمک راهنما محترم همسفر مریم: من خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم و اینکه جشن تولدی دیگر در شعبه می‌بینیم و اگر می‌بینیم آقای مهدی و خانم مهری در این جایگاه قرار دارند و به آرامشی رسیدند به خاطر آموزش‌هایی است که گرفتند و عمل کردند. خانم مهری هم مثل همسفر های دیگر با کوله باری از ناامیدی و ترسشان وارد کنگره شدند و من در سفر اول مدتی در لژیون خانم طاهره باخانم مهری هم لژیونی بودیم و ایشان رفتند و در سفر دوم آمدند و من یک روز که با ایشان مصاحبه داشتم می‌گفتند از بس ناامید بودم می‌گفتم کنگره هم مثل جاهای دیگر است ولی وقتی تغییرات را در مسافرشان دیدند باعث شد همسفر هم تشویق بشود و نقطه تفکری در ایشان ایجاد بشود که بیایند و آمدند و توانستند در جایگاه مرزبانی خدمت کنند. امیدوارم به جایگاه‌های بالاتر برسند؛ و تبریک می‌گویم به این عزیزان، همسفران کوچکشان و ایجنت محترم شعبه آقای مهران

صحبت‌های همسفر مهری: آقا مهدی اگر بخواهم از بدی‌هایش هم بگویم من این پیک‌نیک را از ایشان می‌گرفتم و می‌رفتند بزرگ‌ترش را می‌گرفت و می‌گفت من چون تو ماشین هستم سردم نشود تا اینکه در آخر رفت یک کوچکش را گرفت و تو گونی برنج قایم کرده بود که ما نبینیم ولی خوب خواسته درمان داشت و راه کنگره را پیدا کرد و به درمان رسید. تا اینکه تو خانه‌تکانی امسال آمد کمک و گاز که من قایم کرده بودم را دید و من گفتم برای تولدت می‌خواهم به شما بدهم. خدا را شکر می‌کنم که راه کنگره برای من همسفر هم باز شد و من دنیایی از ناامیدی همراه من بود و از زندگی چیزی نمی‌فهمیدم و به مسافرم گیر می‌دادم. از خداوند می‌خواهم عمری باعزت به آقای مهندس بدهد، کمک راهنمایان شعبه و همچنین آقای مهران و خدا را شکر می‌کنم که در این مسیر راه هستیم و از کمک راهنمای خودم خانم مریم عزیز تشکر می‌کنم که خیلی اذیتشان می‌کنم و از مرزبانان همسفر تشکر می‌کنم.

صحبت های آقا حسین: با شما که پیمان می بندید در اندیشه آن باشید که از زمین برخواسته و به آن مکان که فرمان است رهسپار شوید.

سلام دوستان حسین هستم یک همسفر: از آقای مهندس، خانم آنی، آقای مهران و کمک راهنمای پدرم آقای حسن تشکر می کنم و انشاالله همیشه موفق باشند.



تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : همسفر مریم شفیعی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.