به نام قدرت مطلق الله

عملكرد لژیون دوم همسفران؛ كمك راهنما همسفر مریم

موضوع: وادی دهم

 من ابتدا باید بدانم چه صفاتی دارم تا بتوانم اگر منفی بودند آن‌ها را تغییر دهم و اگر ویژگی خوبی دارم برای تفاخر نباشد و با تمام وجود آن را نگهداری کنم.

 

گزارش عملکرد لژیون دوم در روز سه‌شنبه 29/3/97 با استادی کمک راهنما خانم مریم با دستور جلسه وادی دهم

ابتدا اعضای لژیون در ارتباط با وادی دهم مشارکت نمودند:

همسفر سعیده: وادی دهم می‌گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست، جاری است و این منظور زندگی است نه‌فقط برای انسان و چنین نیست که هرکسی هر صفتی پیدا کرد تا آخر عمر با همان صفت بماند چه خوب و چه بد، چون درواقع این وادی هم هشدار است و هم امید است و فردی که در تاریکی‌ها غرق است می‌تواند با تغییرات در وجود خود به یک فرد سالم تبدیل شود و امیدوار به زندگی باشد و یا اینکه فردی که در بالاترین نقطه و جایگاه باشد با یک حواس‌پرتی شاید به پایین‌ترین نقطه سقوط کند.

این وادی از تفکر وادی اول تا رسیدن به عشق که در وادی چهاردهم است را برای ما روشن می‌کند و درواقع فرد باید با تفکر شروع کند و از وجود نور خداوند بهره بگیرد و با توجه به آنچه آموزش می‌گیرد از طریق صوت و کلام حس‌های خود را تقویت کند و تفکر سالم را به ایمان داشته باشیم و قبول داشته باشیم که از کجا شروع کردیم وزندگی ما در چه شرایطی بود و آموزش‌ها را بادل و جان بگیریم و آن‌ها را در زندگی کاربردی کنیم و اعمال خود را به عمل سالم تبدیل کنیم وقتی عمل سالم باشد با حس خوب همه‌چیز را دریافت می‌کنیم و حتی با حس خوب انتقال می‌دهیم و انتقال آن همان حس سالم است و با حس سالم قطعاً حکم عقل و تصمیم‌گیری‌های عقل هم بهتر بوده و درواقع «عقل سالم در بدن سالم است» و عقل سالم خوبی‌ها و زیبایی‌ها را دریافت می‌کند و مهربانی و محبت را انتقال می‌دهد که همان عشق سالم است و عشق سالم پایدار بوده و هیچ‌گاه تبدیل به نفرت و کینه نمی‌شود.

همسفر مهری: مهم‌ترین پیامی که این وادی برای من داشت این بود که تمام تجربه‌های تلخ گذشته که براثر ناآگاهی بود. امروز برای من سبزی فراهم‌شده که با کسب آگاهی تجربه‌های تلخ گذشته را تکرار نکنم و رفتارم را تغییر دهم این وادی هم به من همسفر امید می‌دهد و هم هشدار، امید می‌دهد که تو می‌توانی از نو شروع کنی و شخص دیروز نباشی و هشدار می‌دهد که هیچ ضمانتی وجود ندارد و حواست باشد ممکن است تو فردا شخص خوبی که بودی دیگر نباشی...

وادی دهم به من می‌گوید تغییر امکان‌پذیر است ولی خواست انسان لازمه‌ی آن است که بهای آن را بپردازم و پذیرش داشته باشم آن را بپذیرم که عمل و رفتار من ایراد دارد و تا من ندانم ایرادم کجا است نمی‌توانم اصلاح کنم و صفت بد از بین نمی‌رود باید آن را تغییر دهم و به‌صورت تدریجی...

همسفر زهره: صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است.

قانون این وادی هم انسان را به سمت امید می‌برد و هم به سمت ناامیدی، هم می‌توانیم پیشرفت کنیم و هم سقوط...

این وادی این را به ما می‌فهماند که انسان قدرت اختیار دارد و کسی او را مجبور نکرده است  که تا آخر عمر در صفات بد و منفی زندگی کند و رشد نماید. اگر کسی بخواهد صفات زشت خود را کنار بگذارد بستگی به خودش دارد و باید خودش را تغییر دهد تا از عمق تاریکی‌ها به سمت نور روانه شود. درست مثل مسافرانمان، آن‌ها اگر بخواهند از اعتیاد و بدی‌های آن دوری کنند باید خود را تغییر دهند، نباید ناامیدانه به آن فکر کنند که من چند سال معتاد بوده‌ام و مصرف داشتم نمی‌توانم از این تاریکی نجات پیدا کنم. این اشتباه است، راه نجات و درمان همیشه هست فقط باید با تفکر درست و سالم به مقصد برسیم. انسان (مسافران) مانند رود جاری هستند و برای اینکه به دریای پاکی خود برسند به محبت، انرژی، حس و نیرو نیاز دارند. برای رسیدن به درمان باید از ابتدا با تفکر سالم و مثبت انرژی بگیرند و برای رسیدن به هدف خود حس و نیرو داشته باشند با حس است که محبت جریان پیدا می‌کند و همه هستی به هم متصل می‌شود پس ما باید با عمل سالمی که هدفمان است نیرو و قوت قلب بگیریم و باانرژی مثبت حس سالم و عقل سالمی داشته باشیم تا به هدف بالادست پیدا کنیم.

کمک راهنما خانم مریم: در تیتر وادی می‌گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون  جاری است. صفت همان ویژگی‌هایی است که ما انسان‌ها در زندگی با اعمال و رفتارمان به خودمان اطلاق می‌دهیم. صفت در همه‌ی موجودات و حتی اجسام نیز صادق است مثلاً زغال سیاه یا روز روشن یا مارِسمی ولی نکته مهمی که وجود دارد این است که صفت تنها در انسان قابل‌تغییر است چه این صفت خوب باشد چه بد، قابل‌تغییر است و همان‌طور که در وادی آمده این قانون هم هشدار می‌دهد و هم امید برای این است که امکان دارد ما در جایگاه بالایی قرار داشته باشیم ولی سقوط کنیم و یا امکان دارد در بدترین اوضاع باشیم؛ در این صورت نیز می‌توانیم صعود و پیشرفت کنیم و این به دلیل جاری بودن یا درحرکت بودن انسان است

و باز نکته حائز اهمیت این است که من ابتدا باید بدانم چه صفاتی دارم تا بتوانم اگر منفی بودند آن‌ها را تغییر دهم و اگر ویژگی خوبی دارم برای تفاخر نباشد و با تمام وجود آن را نگهداری کنم.

سؤال: چرا در وادی از نور، صوت و حس سخن  می‌گوید؟

به این دلیل که انوار و اصوات مخرب همه‌جا هستند و اگر ما صفات منفی خود را تغییر ندهیم طعمه‌ی خوبی برای آن‌ها خواهیم بود.

یادمان نرود تغییر صفت با تغییر حس امکان‌پذیر است. مثلاً من انسان کینه‌ای یا حسودی هستم باید بتوانم این حس‌ها را تغییر دهم و با تغییر حس‌های منفی دیگر بدی‌ها را نبینم.

حال چگونه می‌توانم حس خود را تغییر دهم؟ با تزکیه، تصفیه و تسویه

تزکیه: یعنی دیدن تاریکی و زدودن آن

تصفیه: یعنی پاک‌سازی

تسویه: یعنی حسابت را با خودت صفر کن

که برای تغییر حس این‌ها لازم است و در این وادی به زیبایی به ما می‌آموزد که چگونه این کار (تغییر) انجام می‌شود.

 پس اولین شرط تغییر شناخت خود است و در ادامه باید بدانیم اصلاً هدف از خلقت ما انسان‌ها چه بوده؟ آیا ما به دنیا آمده‌ایم که یکسری کارها را انجام ندهیم برویم بهشت یا یکسری کارها را انجام دهیم برویم جهنم؟

خیر هدف از خلقت انسان  آموزش و خدمت است البته آموزش نه‌فقط این است که مراتب دانشگاهی را طی کنیم خیر باید بتوانیم از مشکلاتمان و مسائل زندگی‌مان درس بگیریم برای ادامه‌ی زندگی بهتر و اگر آموزش و تجربه باشد انسان می‌تواند تغییر کند.

و اما خدمت که باید بتوانم به هر شکلی که می‌توانم به هم نوعان خود و محیط‌زیست خود، جامعه و طبیعت خدمت کنم و بهترین خدمت هم می‌تواند این باشد که در هر جایگاهی که هستم  فرزند یا همسر یا مادر یا خواهر فرقی نمی‌کند باید بتوانم مسئولیتم را در آن جایگاه درست انجام دهم و این به حس سالم برمی‌گردد و حس اولین قوه به‌کارگیری عقل است ازاین‌رو می‌توانم بررسی کنم که کجا و چه اندازه باید محبت کنم، ببخشم، صبر یا حتی انفاق داشته باشم. عمل سالم زمانی سالم است که حال مرا خوب کند و آخرش به خیر ختم شود و این موارد را اگر ما بی‌جا انجام دهیم عمل در ظاهر نیک است و نتیجه آن برعکس می‌شود. 

سؤال: چرا نمی‌توانم حسم را نسبت به یکی از اعضای خانواده یا مسافرم تغییر دهم؟

در این وادی مراحل تغییر حس را به ما می‌آموزد و می‌گوید ابتدا باید  تفکر سالمی داشته باشم که چه زمانی چه‌کاری را باید انجام دهم که باز اینجا چیزی لازم هست که بتونم مثل یک چراغ روشن برای مسیر حرکت و برای تغییر کردنم بتوانم از آن استفاده کنم که آن ایمان سالم هست؛ ایمان تجلی نور خداوند در دل انسان‌هاست که ایمان سالم باعث عمل سالم می‌شود و وقتی اعمال خوب و سالمی داشته باشیم، همین‌که بدونی کی و کجا محبت کنی یا هر کاری را انجام دهی که اگر بدانم از نتیجه کار چنان انرژی و حال خوشی می‌گیرم که باعث حس سالم می‌شود و در ادامه عقل فرمان سالم صادر می‌کند چون حس به آن اطلاعات درستی می‌رساند وقتی این موارد سالم شد می‌تواند عشق سالمی داشته باشید به طبیعت و حیات خودت، مسافرت و اعضای خانواده عشق بورزی و این مرحله‌ای هست که تو به تمام هستی عشق می‌ورزی و آن‌ها را دوست داری و در این صورت است که می‌توانی خدمت خالصانه، عاشقانه و بدون توقعی داشته باشی و اگر هم از کسی دلت به درد آمد یا ظلمی در حقت کردند از روی جهل آن‌ها بدانی یا نیاز آن‌ها و همین‌طور که در وادی آمده دلت برای آن‌ها هم حتی خواهد سوخت و برای آن‌ها دعا خواهی کرد.

از خداوند می‌خواهم بتوانیم با کمک آموزش‌های کنگره عشق و محبت را جایگزین کینه و نفرت در وجودمان کنیم. آمین...

نگارش و تایپ: همسفر زهره (دبیر لژیون)



تاریخ : یکشنبه 10 تیر 1397 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : همسفر سعیده | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.