تبلیغات
وب لژیون همسفر مریم - گزارش روزهای چهرشنبه

دومین جلسه از دوره شصتم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه «از کجا تا به کجا» در روز چهارشنبه مورخ 96/6/15 با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری موقت هم‌سفر زهرا رأس ساعت 10:25 آغاز به کار نمود.



تفکر اعضای کنگره، تفکری است که در صراط مستقیم است. اگر کسی وارد این سالن بشود و با شما برخورد کند، به تنها چیزی که فکر نمی‌کند اعتیاد است.

 

سلام دوستان حسین هستم مسافر
امیدوارم حال همه شما خوب باشد؛ حال من هم بحمدالله خوب است.
دستور جلسه هفته قبل عشق بود؛ آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است و امروز هم دستور جلسه ما از کجا به کجاست. امسال تغییراتی در بعضی از دستور جلسات داده‌شده است. تقویم کنگره 60 از اول مهرماه تا مهرماه سال آینده نوشته می‌شود که درست عین یک سال تحصیلی است. ولی مشکلی که ما به آن برمی‌خوریم این است که نوشتن دستور جلسات تا اسفندماه راحت انجام می‌شود؛ اما ازآنجایی‌که ما تقویم سال آینده را نداریم، نمی‌توانیم برنامه‌ریزی بکنیم؛ مثلاً جشن هم‌سفر را تعیین می‌کنیم و بعد می‌بینیم که با وفات یک نفر تداخل پیداکرده است، مجبور می‌شویم دستور جلسات را تغییر بدهیم؛ بنابراین امسال من تصمیم گرفتم دستور جلسات را از روی سال ادامه بدهیم تا فرمت مناسب‌تری داشته باشیم.
اکثر ما وقتی به کنگره آمدیم، ظروف خالی بودیم. من وقتی به خود نگاه می‌کنم، قبل از این‌که شروع کنم، یک ظرف خالی بودم. صحبتی داشتیم که می‌گفت: «عشق قامت‌ها را استوار، چهره‌ها را شاد و انسان‌ها را جوان می‌کند»؛ واقعاً اگر محبت وجود نداشته باشد، چه چیزی وجود خواهد داشت؟! چه چیزی قابل ارزش خواهد بود؟! پول به چه دردی می‌خورد، اگر عشق و محبت نباشد.
دیشب در حال دیدن تلویزیون بودم؛ همه بزرگان در حال صحبت راجع به محبت و عشق بودند و دراین‌بین دالای لاما گفت: معده ثروتمندان چقدر است؟ چند انگشت دارند؟ چند تا چشم دارند؟ آن‌ها هم دو چشم دارند؛ انتهای همه‌چیز چه می‌ماند؟!
واقعاً چه چیزی وجود دارد؟ شما می‌بینید یک نفر مثل بیل گیتس نودونه درصد سرمایه‌اش را می‌دهد برای خیریه؛ این می‌شود عشق و عقل؛ می‌شود آخر عقل که می‌شود عشق؛ آخر عشق هم می‌شود عقل. چگونه این فرد، میلیاردها دلار را می‌دهد به خیریه برای کارهای خیر؟ خیلی از بزرگان که در مرحله‌ بالایی از ثروت قرار دارند، مقدار زیادی از ثروت خود را به خیریه می‌دهند. این افراد فهمیده‌اند که «آنچه باور است محبت است؛ آنچه نیست ظروف تهی است». فهمیده‌اند که اگر عشق و محبت نباشد، ظرف خالی است. این امر را نمی‌شود به‌راحتی به دست آورد؛ خرج و هزینه دارد؛ هزینه معنوی و آگاهی دارد.
زمانی تو را دوست خواهند داشت که دوست داشته باشی. محال است که شما کسی را دوست نداشته باشید و دیگران شمارا دوست داشته باشند. این امر امکان‌پذیر نیست و اگر هم باشد، صوری است. من به این نتیجه رسیدم که اگر دوست داشتن و عشق و محبت نباشد، هیچ‌چیز ارزش ندارد؛ نه پول به درد می‌خورد و نه سرمایه! چیزی که به زندگی گرمی، امید و حیات می‌دهد و واقعاً قامت‌ها را راست و استوار می‌کند، چیزی جز محبت و عشق نیست.

عشق و محبت به‌راحتی به دست نمی‌آید؛ باید استخوان‌خردکنی تا بفهمی. نکته مهم این است که باید بفهمی که «چرا دوست داری؟» اگر جواب این چرا را ندانی کور است، شور است؛ مدتی این شور تو را می‌گیرد و بعد از مدتی حالت خراب می‌شود؛ باید علت را بدانی که چرا باید دوست داشته باشی. اگر به آن نقطه برسی، می‌فهمی. مثل آن است که می‌پرسی چرا من باید اعتیادم را درمان کنم؟! باید این چرا را بدانی. چرا نمی‌توانی در روش درمان به درمان قطعی برسی؟ چرا روش‌هایی را که امتحان کردی، شکست خوردی؟ باید جواب این چراها را بدانی. در دوست داشتن هم باید جواب چرا را بدانی.
آن‌هایی که همه‌چیز را زیر پا می‌گذارند به خاطر بعضی مسائل مثل مقام و شخصیت و پول، این‌ها سخت در اشتباه‌اند. یک سودی به دست می‌آورند، ولی بالاترین زیان را باید پرداخت کنند. در سیستم هستی و کائنات و در سیستم حیات ما انسان‌ها، همه‌چیز با نهایت دقت برنامه‌ریزی‌ و همه‌چیز حساب‌شده است. همه اجزای هستی به هم وصل است. خداوند می‌فرماید من انسان را خلق کرده‌ام برای عبد بودن. نه اینکه برده خداوند باشد، بلکه برای خدمت کردن. انسان خلق شد تا خدمت کند و تمام موجودات خلق‌شده‌اند تا خدمت کنند. تمام موجوداتی که در هستی وجود دارند، باید برای هستی مفید باشند و یک‌گوشه بار هستی را بر عهده بگیرند. کشاورزی که گندمی را می‌کارد، معلمی که آموزش می‌دهد، مربی‌ای که رانندگی را آموزش می‌دهد، پزشکی که بیماری را درمان می‌کند، خانم خانه‌داری که غذایی را برای خانواده می‌پزد، گوشه‌ای را بر عهده می‌گیرند. هرکدام از ما باید گوشه‌ای از بار هستی را بر عهده بگیریم و اگر تصور کنیم که موجودی پا به هستی گذاشته و یک مصرف‌کننده‌ی بی‌مصرف است، کاملاً در اشتباهیم! چنین خلقی انجام‌نشده است.

رسیدن به نقطه‌ای که ما به مرحله دوست داشتن برسیم و این موضوع را درک کنیم و وجود و ذات ما از کینه، نفرت، حسد و از بدخواهی پاک شود، کار بسیار سختی است و دانش زیادی می‌خواهد تا این استخوان را خردکنیم.

برمی‌گردم به دستور جلسه امروز «از کجا تا به کجا». وقتی در وادی کنگره پا گذاشتیم؛ در چه نقطه‌ای قرار داشتیم؟ و امروز در چه نقطه‌ای قرار داریم؟ هرکدام از ما چه گروه خانواده و چه مسافران. ما بعضی‌اوقات موضوعاتی را می‌گوییم که ارزیابی کنیم، کلاه‌خود را قاضی کنیم و بررسی را انجام بدهیم؛ تک‌به‌تک. هرکدام از ما در چه نقطه‌ای قرار داشتیم و اکنون در چه نقطه‌ای قرار داریم؟

من قبل از کنگره، مصرف‌کننده بودم و حال دیگر مصرف‌کننده نیستم. ظرف خالی بودم و حالا کمی از ظرف وجودی‌ام پرشده است. محتوای این ظرف چیست؟ مقداری عقل، مقداری ایمان و مقداری عشق. من قبلاً نویسندگی نمی‌دانستم و بعد در کنگره یک نویسنده شدم؛ یک تئوریسین شدم؛ یک آشپز شدم و ورزشکار بهتری شدم.

من اگر به فیزیک بدنی و صور آشکار خود نگاه کنم، به‌مراتب بهتر از گذشته‌های خود شده‌ام. درگذشته یک سرباز معمولی مرا بازداشت می‌کرد و الان وزیر کشور، معاون رئیس‌جمهور و فرمانده نیروی انتظامی مرا می‌شناسد و به من تقدیرنامه می‌دهند. من این قضایا را به‌عنوان الگو برای شما مطرح می‌کنم. ازنظر وضع مالی وضعیت من تغییر کرده است. درگذشته پول من خیروبرکت نداشت؛ اما حالا وضع مالی من خوب است و نیاز مالی ندارم. این‌ها فواید صراط مستقیم و درست حرکت کردن است؛ فواید این است که وعده خداوند دروغ نیست.

کنگره درگذشته وجود خارجی نداشت، اما در حال حاضر به کجا رسیده است؟ در شرایطی که تمام انجیوها گرفتار بحران مالی هستند، کنگره 60 مشکل مالی ندارد. ما فقط بیست مرکز در تهران داریم که همه با مبالغ بالا رهن و اجاره‌شده‌اند. کنگره از کجا به شرایط کنونی رسید؟ از جایی که در سال 78 ما شش هفت نفر بودیم و می‌خواستیم در میدان انقلاب یک ظرف آش بخریم و افطار کنیم، پول نداشتیم!

در حال حاضر، همه شعب کنگره در بهترین شرایط دایر شده است. تفکر اعضای کنگره، تفکری است که در صراط مستقیم است. اگر کسی وارد این سالن بشود و با شما برخورد کند، به تنها چیزی که فکر نمی‌کند اعتیاد است. در پارک طالقانی که بچه‌ها ورزش می‌کنند، اگر کسی وارد بشود، به همه‌چیز فکر می‌کند به‌جز اعتیاد! در کنگره، چهره‌ها بیانگر انسان‌های خوب، ورزشکار، سالم و متعادل است.

بچه‌ها این هفته در اردو هستند و جمعه به اتمام می‌رسد. ان‌شاءالله که به آن‌ها خوش گذشته باشد.

از این‌که به حرف‌های من گوش کردید از همه شما متشکرم.

 

نگارنده: همسفر اکرم



تاریخ : جمعه 17 شهریور 1396 | 06:51 ق.ظ | نویسنده : مریم شفیعی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.