به نام و یاد قدرت مطلق الله


در باب دستور جلسۀ هفتگی: قضاوت و جهالت 

 
در واقع تنها قدرتی که میتواند قاضی عادل و توانایی باشد خداوند است چرا که خود آفریننده، دانا و بینای همه چیز است و هیچ چیزی حتی تفکرات انسانها هم از او مخفی نمی ماند پس اگر آگاه باشم که چنین قدرت برتری در جای جای زندگیم نهفته است هرگز به قضاوت دیگران حتی به حق هم نمی پردازم چراکه میدانم خداوند دادرسی تواناست.     



سلام دوستان مریم هستم همسفر (کمک راهنمای لژیون دوم):

قضاوت و جهالت

کلمه قضاوت به معنی حکم دادن، دادرسی، داوری و محاکمه هست؛ اما آیا من انسان می‌توانم قضاوت کننده‌ای باشم که حق را بگویم؟ می‌دانیم برای قضاوت دانایی و معرفت نیاز است عدالت  لازم است و خوب می‌دانیم قاضی برای حکم دادن بازرس‌هایی را برای تحقیق از اتفاقی که افتاده می‌فرستد و شواهدی را برای اجرای حکم لازم می‌داند پس چگونه است که من انسان به‌راحتی در مورد دیگران قضاوت می‌کنم وقتی‌که من در جایگاه آن فرد قرار نگرفته‌ام که چه بر سرش گذشته، چگونه می‌توانم از ظاهر او در مورد زندگی‌اش قضاوت کنم؟ به‌نوعی کسی که می‌لنگد را قضاوت می‌کنم بدون اینکه کفش او را پوشیده باشم.

آیا این قضاوت از روی جهل من نیست؟

جهالت به معنی ندانی و ناآگاهی است، یعنی من ندانسته حکم صادر کردم، منی که حتی ذره ای از جنس خودم را نشناخته‌ام و حتی نمی‌توانم در مورد خودم و برخوردم در برابر مشکلات  قضاوت کنم چگونه می‌توانم دیگران را قضاوت کنم؛ دیگرانی که تفکراتشان و روند زندگی‌شان با من متفاوت بوده .

درواقع تنها قدرتی که می‌تواند قاضی عادل و توانایی باشد خداوند است چراکه خود آفریننده و دانا و بینای همه‌چیز است و هیچ‌چیزی حتی تفکرات انسان‌ها هم از او مخفی نمی‌ماند پس اگر آگاه باشم که چنین قدرت برتری در جای‌جای زندگی‌ام نهفته است هرگز به قضاوت دیگران حتی به‌حق هم  نمی‌پردازم چراکه میدانم خداوند دادرسی تواناست و نیازی نیست که من بنده که ازنظر تحصیلات هم حتی مدرک قضاوت کردن را ندارم به قضاوت بنشینم و میدانم خداوند قانونی را بنانهاده که هر چه کنم به خود کنم گر همه خوب یا بد کنم و حتی افکار منفی من نیز در مورد دیگران هم آثارش در زندگی‌ام نمایان می‌شود چه برسد به اعمال و گفتارم

امیدوارم با آموزش‌های کنگره بتوانم افکار، اعمال و رفتارم را صیقلی کنم تا هرگز خودم را در معرض قضاوت دیگران نیز قرار ندهم.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر( لژیون دوم ):

ابتدای سخنم در مورد دستور جلسه قضاوت وجهالت را با سخنان استاد بزرگ آقای مهندس دژاکام آغاز میکنم؛اگر زمانی نور نباشد یعنی تاریکی و زمانی که انسان حرکت کند خود به خود وارد روشنایی می شود و بالعکس این اتفاق خواهد افتاد؛ البته رابطه مستقیم با منشاء نور دارد ممکن است طول عمر آن به اندازه نور کبریتی باشد، می تواند شمعی باشد و یا نور خورشید که نوری دائم است .

برای قضاوت کردن پیش نیازهای زیادی لازم است، اما برای جهالت هیچ پیش نیازی لازم نیست.وقتی جهالت وجود داشته باشد منیت، ترس و ناامیدی به ارمغان خواهد آورد و اگر جهالت باشد نتیجه آن نداشتن امنیت است، اگر جهالت نباشد و دانایی باشد امنیت به همراه آن وجود دارد .خود خواهی زائیده جهالت است و جهالت زائیده نادانی ،خرافات هم به همین شکل اگر شخص دانا باشد خرافات ندارد و اگر شخص جاهل باشد میوه آن جهالت خواهد بود.

در سوره حجرات آیه ی ۱۲ خداوند اینگونه بیان کردن که‌‌‌: ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید چرا که بعضی از گمان ها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید و هیچ یک شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی ازشما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد به یقین همه شما ازاین امر کراهت دارید.

بنابراین ما از درون انسانها و نیت آنها آگاه نیستیم تنها خداوند حکیم است که می داند در دل هرانسانی چه می گذرد و هم اوست که بر اساس آنچه می داند قضاوت می کند و جزای عمل انسان را می دهد پس بدانیم و آگاه باشیم که قضاوت در مورد خوب و بد دیگران و نیت اعمالشان در حوزه صلاحیت مان یست؛ لذا ما انسان ها به جای خداوند متعال حق نداریم درمورد خوبی و بدی کسی نظر داده و قضاوت کنیم .

و اما در مورد قضاوت باید بگویم قضاوت یعنی حکم صادر کردن ،رأی دادن و نظر دادن ترس و منیت و ناامیدی هم می شود جهالت؛ وقتی شخصی به خودش اجازه می دهد به حریم خصوصی دیگران تجاوز کند این از منیت شخص است، یعنی ریشه قضاوت در منیت است.حال من فاطمه در طول روز شاید بارها و بارها درحال قضاوت کردن باشم این کار رو بکنم ،اینجا برم ،اینو بخرم ولی در زمانهایی هم پیش می آید که دیگران را قضاوت می کنم و این بدترین کار ممکن است که یک انسان می تواند انجام دهد. حال چرا من فاطمه این قضاوت نا به جا را انجام داده ام ‌؟!بخاطر آن جهل ونادانی من است چرا که نفس من آلوده است و با این جهل و نادانی آنرا قویتر میکنم و من فاطمه باید نفسم را کنترل کنم و دائماٌ آنرا برسی کنم تا این جهل و نادانی نتواند نفس مرا آلوده کند و من بخوام قضاوت های نا بجا بکنم در زندگی دیگران تجسس کنم یا دروغ بگویم وی ا هرعمل ضد ارزشی را انجام دهم .من زمانی می توانم بر خواسته های نا معقول نفس خودم قلبه کنم که در حال خودم باشم، دنبال کارها و ضعف های خودم باشم و مشغول بر طرف کردن ضد ارزشهای خودم باشم وقتی من فاطمه دائم بخواهم در کاراین و آن دخالت کنم هیچ وقت نمی توانم وقتی برای خودم داشته باشم و هیچ وقت نمیتونم ایراداتت خودم را برطرف کنم و اگر من کسی را با قضاوتهای خودم بخواهم بشناسم آن واقعیتها را نمی بینم و نمی توانم تشخیص دهم و ممکن است خیلی از چیزها را اشتباه متوجه شوم و تشخیص دهم و یا حتی در ادامه تهمت بزنم با قضاوتم درمورد کسی یا شخصی و این همان چیزی است که شیطان می خواهد و بارها در کنگره گفته شده که نیروهای باز دارنده به زیباترین شکل ممکن وارد عمل می شوند و کارشان را انجام می دهند؛ که ببین فاطمه چقدر قضاوت دلچسبه و راحت، کسی که نمیداند تو راست میگویی یا نه حالا تا واقعیت مشخص بشه، یا چقدر تجسس کردن سرگرمت میکنه چون قضاوت از دید خارجه وپ نهانه خیلی راحت انجام میگیرد.

امید به اینکه با آمدن به کنگره و گرفتن آموزش ها راه درست زندگی کردن را بیاموزیم و عملی کنیم و هرگز قضاوت نا آگاهانه و از روی جهل ون ادانی نباشد و تا از چیزی مطمئن نشدیم درباره آن حکم صادر نکنیم.


سلام دوستان زهره هستم همسفر(لژیون دوم):

جهالت از ریشه جهل می‌آید و به معنای ندانستن و نادانی است و قضاوت به معنای حکم کردن هست اما حکم کردنی که درست و به‌جا باشد. کسی که جاهل است همیشه قضاوت نادرستی را هم انجام می‌دهد. اکثر انسان‌هایی که بر اساس عقل کاری را انجام می‌دهند و درک عقلی دارند قضاوت درستی را هم انجام می‌دهند.

افرادی که دارای صفت جهالت هستند همیشه بر اساس ندانستنی‌های خود درباره دیگران قضاوت نا به‌جا می‌کنند که این قضاوت نا به‌جا ممکن است ویرانی‌هایی را به دنبال داشته باشد.

ما انسان‌ها باید بادید مثبت و خوش به زندگی خود و دیگران بنگریم و هیچ‌گاه نگاه حسادت آمیز و از روی نادانی به زندگی دیگران نداشته باشیم چراکه اگر این مورد در ما وجود داشته باشد و ما با نیروهای منفی آن را تقویت کنیم چه‌بسا که دچار قضاوت بی‌مورد هم می‌شویم.

ما با ورود به کنگره و دریافت آموزش‌ها و جهان‌بینی این احساس را در خود کم می‌کنیم و به سمت نور و روشنایی حرکت می‌کنیم چون راه خود را پیداکرده‌ایم و می‌دانیم با این حرکت نه به بیراهه می‌رویم و نه راه خود را گم می‌کنیم و به شناخت واقعی و بنیانی خود می‌رسیم.

سلام دوستان مریم هستم همسفر (لژیون دوم):

قضاوت یعنی حکم کردن در مورد کسی یا چیزی و جهالت از نادانی و تاریکی وجود من سرچشمه می‌گیرد و من نباید نادانسته در مورد کسی حکم صادر کنم این حکم را من از روی نادانی و ظلمت درونم داده‌ام و این قضاوت خواسته یا ناخواسته با این سیاهی درون من آمیخته‌شده و ضرر زیادی به‌طرف مورد حکم من می‌زند اگر زمانی هم به من اجازه‌ی قضاوت داده شد باید همه‌ی جوانب را اولاً در مورد سرچشمه‌ی وجودی خودم بسنجم و اگر در آن حد خودم راندیدم بگویم من صلاحیت قضاوت در مورد آن شخص را ندارم و اگر آن دانایی را در وجود خودم دیدم اولاً باید اطلاعات کافی در مورد آن شخص یا چیز داشته باشم ثانیاً اطلاعات خود را بامطالعه و تحقیق مورد پالایش قرار دهم ثالثاً نظر خود را بدهم و حتماً نگویم حرف من درست است و این حکم است چون من خود را در حد حکم دادن نمی‌بینم چون کسی که حکم می‌کند با سال‌ها درس خواندن و سختی کشیدن به این مقام رسیده است و ایشان در قانون ما حکم صادر می‌کنند و باید بدانیم قاضی اصلی خداوند است و من باید مواظب پندار گفتار و رفتار خودم باشم تا حکم خوبی در مورد خودم صادر شود.



تاریخ : یکشنبه 11 شهریور 1397 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : همسفر سعیده | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.