به نام آنکه محبت را در دل هایمان قرار داد
در ابتدا همسفران برداشت خود را از دستور جلسه( فرمان برداری تا فرمان دهی) بیان  نمودند.

طبیعت زیبا


همسفر مهری : واقعاً بتوانیم هم برای جسم خود و هم برای بیرون از جسم خود (خانه، زندگی و جامعه) فرمان بردار خوبی باشیم . برای جسم از نظر تغذیه، روان و آشوب های ذهنی که دارم بتوانم ذهن و تفکرم را جم و جور کنم
من همسفر قبلا خیلی  حس منفی داشتم حتی به راه رفتن مسافرم هم گیر می دادم پس بیایم دیدمان را مثبت کنیم و فرمان بردار ذهن خود باشیم. باید در خانواده فرمان برداری را به فرزندانمان هم آموزش بدهیم به طور مثال شوهرم از قبل میداند که من در بیرون از منزل کار دارم ولی برای اینکه فرمان برداری را ثابت کنم و به فرزندانم یاد بدهم می توانم با او تماس گرفته و او را در جریان بگذارم و با این کار فرمانده بودن مسافر در خانه تثبیت می شود. در جامعه هم همین طور که مسئله ای پیش آمد که باید انجام دهیم نباید زود عصبی شویم و با یک چشم گقتن فرمان برداری خود را ثابت کنیم.
سخنان استاد: در سی دی ساختن قالب همان طوری که آقای امین گفتند باید کنگره را مثل یک پادگان در نظر بگیریم چون پادگان همه چیزش در نظم است و اگر این طور نباشد از آموزش ها جا می مانیم و باید حضور پی در پی داشته باشیم و انرژی های مثبت را دریافت کنیم . کنگره را باید مثل دانشگاه بدانیم و این را یک قاون بدانیم که سه شنبه و پنجشنبه به کنگره برویم تا بتوانم در زندگی آرامش داشته باشم باید فرمان برداری کنم و ازقوانین کنگره اطاعت کنم و نمی توانم راه خودم را بروم و انظار داشته باشم به نتیجه مطلوب برسم. باید درباره دستورجلسه ها مطالعه داشته باشیم و به کار ببریم و ذهنمان را متمرکز کنیم.
دستور جلسه توسط دبیر لژیون قرائت گردید و بعد از آن کنفراس همسفر زهرا درباره سی دی سروقت:
این سی دی در رابطه با سروقت بودن است و پارامتر اول این سی دی به این صورت است :
شما اختیار دارید که راه خود را بروید و با دلو ازچاه یا قنات آب بیرون بیاوریدو به اقیانوس، دریا و رودخانه و نظم و انضباط هیچ اهمیتی ندهید.
خوب در این پارامتر می گوید وقتی به نظم و انضباط اهمیتی ندهیم مانند کسی هستیم که کنار دریا و اقیانوس هستیم و بهخودش سختی می دهد با دلو از چاه آب بیرون می آورد. اگر ما به نظم و انضباط بها دهیم ، اولین چیزی که به آن برخورد می کنیم  زمان است. مثلاَ در کشورهای پیشرفته به این دلیل یشرفت کرده اند که به زمان اهمیت می دهند و کسی که بتواند زمان را  تشخیص دهد و آن را مدیریت کند انسان فهمیده و با شعوری است و تفکرش به زمان بلوغ رسیده است و کسی که مدیریت زمان رانشناخته باشد و به بلوغ فکری کامل نرسیده است سروقت بودن را نوعی بی کلاسی  تلقی می کند. مثلاَ دریک همایشی که سرساعت 8 شروع می شود چنین فردی می گوید اگر من سر ساعت آنجا باشم بی کلاسی است و 30/8 بروم و این به خاطر جهل و نادانی است که در آن رسوخ کرده است.
حال به سه پارامتر اصلی زمان برمی گردیم که از سروقت، ته وقت و میان وقت تشکیل شده است. سر وقت یعنی سرساعت بودن. مثلاَ همایشی سر ساعت 10 باشد یعنی سر همان ساعت باید حضور داشته باشیم یا اگر نامه های OT را ساعت 9 می دهند باید سرساعت ساعت حضور داشته باشیم اگر ساعت 10 برویم دیگر از نامه ای خبری نیست.
باید زمان را مدیریت کنیم حال چطور؟
مثلاَ همایشی ساعت 10 شروع می شودو ساعت 12 به پایان می رسد یعنی فرد باید زمان راطوری مدیریت کند که ساعت 10 که سروقت است شروع شود و ساعت 12 که ته وقت است تمام شود و بین ساعت 10 تا 12 را که مدیریت کند همان پارامتر میان وقت است. حال به سخنرانی می گویندشما فقط 10 دقیقه فرصت دارید که صحبت کنید و اگر آن سخنران مدیریت زمان نداشته باشد نمی تواند سخنش را در 10 دقیقه تمام کند و این شخصی که نتوانسته زمان را مدیریت کند پس نمی تواند آموزش هم بدهد.یا به طور مثال دیگری همین سفر OT که شروعش از زمانی است که شربت مصرف می کنند و ته وقت آن طول مدت 11 ماه است پس اگر فردی نتواند بین این زمان ها را مدیریت کند و برنامه ریزی نداشته باشد و کنترل کند شاید سفرش دو سال هم طول بکشد. خیلی ها که نمی توانند زمان را مدیریت کنند برای آن بهانه می آورند مثلاَ نمی توانند حضور سروقت داشته باشند ترافیک را بهانه می کنند و این اشتباه است. باید زان طوری مدیریت شود که  ده دقیقه قبل در جلسه باشند.
قسمت دیگر پارامتر که شما اختیار دارید که راه خود را بروید : این قدرت اختیار تامی است که خداوند به انسان داده است و اختیار دارد مسیرش راخودش انتخاب کند و این اختیاری که دارد بهایی هم دارد مثلاَ خود فرد می تواند مسیرش را انتخاب کند و به سمت روشنایی برود یا به سمت ظلمت و تاریکی و بهای کارش را هم خود می دهد.
حال یک سؤال: در مورد پارامتر اختیار دارید راه خود را بروید و با دلو از چاه یا قنات آب بیرون بیاورید و به اقیانوس و دریا اهمیتی ندهید مثالی بزنید؟
مثالمان را می توانیم روی کنگره خودمان بزنیم که شرایط درمان برایمان فراهم است اما بستگی به خود انسان دارد که خودش بخواهد و مسیرش را انتخاب کند و اگر نخواهد راهش را ادامه دهد مانند کسی می ماند که در کنارش اقیانوس است ولی با دلو به سختی از چاه آب بیرون می آورد.
در رابطه با پارامتر اکنون سکان کشتی و خدمه و لنگر به دست شماست. می توانیم بگوییم که انسان جسمش مانند کشتی است و هر کشتی خود ناخدایی دارد و این ناخدا دارای خدمه، سکان و لنگر در اختیارش دارد و می تواند کشتی را به سمت راست ببرد یا چپ! یا اصلا متوقف کند و این اختیار تام به انسان داده شده است و این در تمام سطوح کائنات یک قانون است و این اختیار که خداوند به انسان داده یک قانون است مثلاَ انسان اختیار دارد خودش را زیر قطار کند یا از یک ساختمان مرتفع پایین بیندازد و این با انسان است چون اختیار دارد.
اگر کسی دست به سوی شما دراز ننمود شما اختیار ندارید به او کمک کنید: تا  کسی از شما نخواهد به او کمک کنید شما اختیار ندارید به زور به او کمک کنید. مثلاَ یک نابینا  کنار خیابان ایستاده است و یک فردی از روی دلسوزی دست او را بگیرد و او را به طرف دیگر خیابان ببرد وقتی به مقصد رسید آن فرد نابینا شروع به ناسزا گفتن کرد و این به دلیلاین بود که فرد نابینا نیازی به کمک نداشته است.
سخنان استاد راهنما:
ما نمی توانیم به زور به کسی کک کنیم شاید فرد خودش نخواهد از تاریکی نجت پیدا کند، شاید نخواهد مشکلاتی را که دارد رادر لژیون بازگو کند و راه نجاتش را پیدا کند و این به دلیل ضدارزشهایی است که در درونش است و برای درمان خودش به کنگره نیامده و فقط و فقط به فکر رهایی مسافرش است وبه فکر تخریب درونی خودشان نیستند. مسافرانمان را رها کنیم، بگذاریم رشد کنند و خودشان راهشان را پیدا کنند و به نتیجه برسند.
و ادامه کنفرانس:
اگر واقعاَ ببینیم کسانی که نیازمند کمک هستند ولی نمی توانند به زبانشان بیاورند ما باید به آنها کمک کنیم ولی افرادی که نمی دانیم را تا خودشان اظهار نیاز نکردند نمی توانیم به آنها کمک کنیم.
 پس در نتیجه در اینجا به دو مطلب مهم دست پیدا کردیم: 1) مدیریت زمان. 2) کمک کردن به کسانی که نیازمند کمک هستند.
 آیا امروز یا هروقت دیگر کسی بیاید و بگوید که من حاکم فلان شهر هستم و سمت های مختلفی دارم بی درنگ می پذیری و او را به حریم خود راه می دهی و تحقیقی در مورد آنها انجام نمی دهی وپس از مدتی توجه می  شوی که آن شخص سارقی بوده است آیا این عمل را شما انجام می دهی یا لااقل درباره آن جستجو می کنی و حقایق را از آن کشف می کنی؟
آیا وقتی فردی به سوی شما می آید و می گوید من سرهنگ هستم و سمت های زیادی دارم آیا به زودی حرف هایش را باور می کنی و او را به حریم زندگی ات راه می دهی؟
همان طور که آقای مهندس در سی دی اعتماد گفتند ما شاید به حرف فردی گوش می کنیم، کنترل هم می کنیم و درباره اش تفکر و تحقیق می کنیم. مثلاَ ما درشهرمان کسی وجود داشت که واقعا با سرهنگ آن شهر دوست بود  وکسی مشکلی داشت می گفت من مشکلتان را حل می کنم بعد مقداری پول از آنها می گرفت و می گفت منتظر بمانید تا من با سرهنگ حرف بزنم  و مشکلتان را حل کنم و کاری هم از پیش نمی برد و انجام نمی داد و ما نباید هر چیزی که فردی گفت را زود باور کنیم بدون آنکه به آن مسئله و روش آن فکر کنیم.
همان طور که قبلاَ گفته شد اگر بنایی آبا باشد اما ساکنین آن خراب باشند بنا کم کم رو به نابودی و خرابی می رود اما ساکنین آباد در بناهای خراب و یا ویرانه ها را می توانند احیا کنند.
اگر کارخانه ا را در نظر بگیریم و کارگران آن کارخانه افراد دلسوز ، فهمیده و آگاهی باشند کارخانه را به آبادی می رسانند اما وقتی جایی ساکنین آن خراب باشند آن بنا را نابود می کنند مثلاً خانه ای که در آن افرادش سیگار می کشند، مواد مصرف می کنند، شیره درست می کنند آن خانه را خراب می کنند یا برعکس اگرمزرعه ای ویران باشد و دست افراد آگاه و فهمیده و درستکاری دهند آن مکان ویران را آباد می کنند.
اگر کاخ ها ویران شدند فقط خواست خداوند نبود زیرا دیگر آنجا نور الهی نداشت و ظلمات و تاریکی چون ابر سیاه بر آن قرار گرفت.
بعضی از کاخ هایی که خراب شد خواست خداوندنبوده خرابی آن ها بر اثر فساد و نور الهی بوده که از آنها برداشته شده و در عمق ظلمات و تاریکی قرار گرفتند و از مسیر اصلی خودشان دور می شوند.
خیلی از مسائل در جهان هستی و این همه مادی ظاهری شده است و معنویات در صور پنهان کاملاً پنهان گشته و همه چیز بر مبنای ظاهر و صور ظاهر و آشکار شده است.
در سطح جامعه ای که زندگی می کنیم بر مبنای ظاهر است و صور پنهان کاملاً پنهان شده است. مثلاً فردی ه معده درد دارد اما به ظاهرش خیلی توجه می کند بینی خود را عمل می کند و... یا در میوه فروشی ها برای ینکه ظاهر میوه هایشان زیبا باشد به آن جلا می دهند و ظاهر آن را درست می کنند.
آقای مهندس می گویند اگر من هم کنگره را بر بنای معنویات فراهم نمی کردم و ظاهر آن را درست می کردم هیچ مصرف کننده ای به رهایی نمی رسید و حال اگرمن در جامعه بگویم من بر اساس معنویات این کار را کرده ام و پولی دریافت نکرده ام صفت دیوانگی به من می زنند چون در جامعه صور پنهان خیلی کم رنگ شده است و همه چیز ظاهری است و باطن آن را فراموش کرده اند.
برای تمام افراد در تمام اوضاع هوشیاری مهم است و باید به کار ببندند و زمان و مدیریت زمان را در نظر داشته باشند و این برای این است که هدف و مقصدشان مشخص باشد و با فکر کردن راه برایمان نمایانمی شود و کارهای عظیمی که برایمان است حتماً در پشت آن باید این حرکت عظیم باید انجام می شده است به طور مثال مسافرانمان که در حرکت هستند  باید به هدفشان فکر کنند و تمرکز داشته باشند و مدیریت زمان را در نظر بگیرند که پله های خود را به درستی بروند و با این که می گویند اعتیاد درما ندارد غلط است. اعتیاد درمان دارد فقط باید زمان را در نظر بگیریم و به درستی حرکت کنیم و غیر ممکن هاست که ممکن می شود.
حال نظرخواهی استاد گرامی از کنفرانس دادن در لژیون:
همسفر زهره: کنفرانس دادن خیلی خوب است و سی دی را بادقت بیشتری گوش می دهیم و مطالعه بیشتری داریم.
همسفر فاطمه: خیلی خوب است و تمرکز بیشتری داریم و به مثال های زندگی بیشتر توجه می کنیم.
همسفر زهرا: به نظر من هم خیلی خوب است وانسان احساس مسئولیت ی کند و سعی می کند وظیفه اش را به نحو احسنت انجام دهد.
نظر استاد:
جالب است  وقتی خود من به کنفرانس  سی دی هایم که در سفر اول و دوم می دادم مراجعه می کنم خیلی از موضوعاتش به راحتی برایم باز می شود و راحت تر درک می کنم و واقعابا کنفرانس به نتایج بهتری می رسیم و تأثیرش را در خودمان و زندگی می بینیم.
اگر به کسی اعتماد کردیم باید کنترل هم داشته باشیم . به فرزندانمان هم اعتماد کنیم اما از راه دور آن ها را هم کنترل کنیم ولی نباید متوجه کنترل ما باشند چون از خانواده دور می شوند و اعتمادشان را به بیرون از خانه منتقل می کنند.
سؤال استاد: اگر بناهایمان آباد باشد و ساکنان آن خراب باشند چه مثالی می توانید بزنید؟
همسفر مهری : می توانیم این بنا را در جسم خودمان بزنیم که اگر خودمان دچار تخریب باشیم بنای وجودی خود را از بین می بریم.
استاد: مثال  خوبی است جسم را خداوند به ما داده است  و اگرما با استرس ها و تخریب هایی که داریم و شهر وجودی خود را خراب کنیم و ساکنین آن  که اعضای جسم ما مثل سلولها ، غدد درون ریز و برون ریز و هورمونها و غیره از بین می روند و اگر ساکن خوبی برای شهر وجودی خویش باشیم شهر وجودی را آباد می کنیم و اگر خراب باشیم و به دنبال هوای نفس برویم جسم ما نیز تخریب می بیند و از بین می رود پس سعی کنیم شهر وجودی خود را آباد کنیم و به ظاهر زندگی نگاه نکنیم و باطن زندگیمان را ببینیم و به معنویات اهمیت دهیم .
در پایان لژیون با دعای اعضا به پایان رسید.
دستور جلسه هفته آینده برداشت از سی دی زمستان و سی دی امواج بازدارنده ذهن 



تاریخ : یکشنبه 29 مهر 1397 | 09:07 ق.ظ | نویسنده : همسفر زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.