به نام خدای زیباییها

متن کامل وادی دوم

کتاب؛ چهارده وادی عشق برای رسیدن به خود

Image result for ‫عکس در مورد وادی دوم کنگره 60‬‎

 

وادی یا راه دوم :

 هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم

خوشحالیم كه به جنگ خود ادامه می دهیم تا این مسئله به یك صورت خوبی از آزمایش در آید و دنیای درون تبدیل به یك شهر آباد بشود كه در آن همه هستی راه خود را بسوی نیروی ما فوق بردارد.

ما به دلایلی كه خودمان خوب می دانیم جهت را سالها گم كرده بودیم , برای یافتن راه بسیار مهمی در پیش داریم ، باید فكر كنیم و در انجام آن كوشش نمائیم .

در ادامه كار و كوشش ما به نتایجی می رسد كه در توانائی های ما خلل حاصل نگردد ، از هر نقطه نوری بتابد در جمع آن باید تفكر نمائیم از ذرات جرقه ، می شود به روشنائی وسیع رسید در نشانه های نیروی ما فوق هم به روشنی پیداست .هیچ كدام از ما هیچ نیستیم , حتی اگر خود, به هیچ فكر كنیم .

همه مطالب در درون و برون ماست كه مانند قله های آتش فشان هستند ، آرام و بی صدا ، اگر به آن ، توان حركت بدهیم حتما“ میدانیم چه می شود , خاصه در جهت راه مستقیم باشداكنون اگر در وادی تفكر ، به اندازه كافی و درست فكر كرده باشیم ، ممكن است برایمان روشن شده باشد كه خیلی از چیزها را از دست داده ایم و یا در حال از دست دادن هستیم و این از دست دادن ها ممكن است مادی باشد و یا معنوی قطعا“ با بعضی از واژها مثل : معتاد ، حقارت ، ترس ، تابلو ، طلاق ، جدائی ، اخراج ، بارداشت ، زندانی ، سابقه دار ، روانی ، بی مسئولیت ، خودخواه ، بیمار ، ترحم ، ناسزا ، كارت شناسائی و چكاره ای را لمس كرده باشیم . بهر حال فرقی نمی كند . چه با سواد باشیم و چه بی سواد ، ثروتمند باشیم یا فقیر ، پیر باشیم یا جوان ، مرد باشیم یا زن . در نظر بگیرید مرد ثروتمندی برای پنهان كردن اعتیاد خود چه ترفندی را باید به مرحله اجراء در آورد ، همیشه در هراس بسر می برد كه اگر دو روز در شرایطی قرار گیرد كه نتواند مواد مصرف كند چه بلائی بر سرش نازل می شود و چه حق ســــكوت هایی را بایستی پرداخت نماید ، مضافا“ باینكه چه ثروتمندانی كه كارشان به آخر رسید! امثال آن ها را زیاد می شناسیم و چه جوانان تحصیل كرده رعنایی كه كارشان به كنار پیاده رو كشید و در بیغوله ها جان به جان آفرین تسلیم كردند.

ممكن است بعضی از ما این طور تصور كنند كه همه چیز تمام شده و دیگر زندگی برای ما اهمیتی ندارد و یا ما اصلا“ رقمی نیستیم ، بی خودی به این دنیا آمده ایم ، ما راعوضی زائیده اند و هزاران حرف دیگر . كه البته در وحله اول این توجیه است برای خودمان برای فرو رفتن بیشتر در تاریكی ها و نشان از دست دادن اعتماد به نفس ما می باشد ، و تسلیم در مقابل نابودی محض و عدم تلاش ما برای رهایی . ولی اگر به تمام هستی نگاه كنیم وخواهیم دید ، امكان ندارد چیزی را پیدا كنیم كه به جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد ، اگر هم به مطالبی برسیم كه تصور كنیم كه بیهوده پا به هستی گذاشته است ، بازهم باید مطمئن باشیم كه این تصور و پندار نادرست ماست و نتوانسته ایم به هسته درون یا فلسفه وجودی آن پی ببریم . برای مثال : حتی اگر به یك كرم با دید كلی نگاه كنیم در خواهیم یافت فلسفه عظیمی در آن نهفته است .

انسان هم موقعی پا به هستی گذاشت ، نیروی مافوق یا قدرت هستی او را به یك دوراهی هدایت كرد و این دوراهی یك تاریكی ها است و یكی روشنایی ها .

اصولا“ انسان تاریكی ها را تجربه می كند برای پی بردن به عظمت روشنایی ها .اما موقعی كه در تاریكی ها فرو رفت بایستی از گذرگاههای بسیار سخت عبور نماید ، اگر توانست از این گذرگاهها جان سالم بدر برد ، آنوقت انسانی كار آزموده و رها خواهد شد.چون در مقوله اعتیاد ما با دو موضوع سروكار داریم . از یك طرف انسان و از طرف دیگر مواد مخدر . بایستی ما هر دو مقوله را بشناسیم و اثر متقابل آن ها را روی یكدیگر بررسـی نمائیم . چون اعتیاد از تركیب انسان و مواد مخدر بوجود می آید.

در مقوله انسان اگر با دقت به جسم انسان نگاه كنیم ، با یك حساب سر انگشتی و یك نگاه كوتاه و سریع در خواهیم یافت ما با میلیاردها سلول كه جسم ما را تشكیل داده اند طرف هستیم . ولی چیز چندانی از آنها نمی دانیم . چون سیستمهای عظیمی در یك سلول نهفته شده است كه یك سلول كمتر از یك شهر یا یك جهان نیست .

 بنا بر این با كمی تفكر در خواهیم یافت كه ما بر یك كیهان عظیمی فرمانروایی می كنیم ! و در سال های گذشته هر كاری دلمان خواسته ، ندانسته بر سر این كیهان عظیم آورده ایم و اكثر قسمت های آن را نابود كرده و تصور می كردیم مواد مخدر به ما انرژی می دهد . ما به این مسئله اعتقاد داشتیم و هنوز هم ممكن است در باورها باشد كه مواد مخدر به ما انرژی خوبی می دهد. البته تشخیص این موضوع خیلی ساده است , كافی است به قیافه خودمان و یا قیافه دوستان نزدیك خودمان كه همقطار ما هستند نگاه كنیم كه از یك كیلومتری داد می زند ، من تابلو هستم .

اگر مواد انرژی می دهد پس چرا باید بعضی از ماها این قدر آش و لاش شده باشیم ، بنابراین بایستی در قضیه انرژی دادن مواد یك انحراف در فكر و اندیشه ما وجود داشته باشد و آن این است كه بعضی از مواد مخدر مثل تریاك و خانواده او باعث میگردند انرژی سوخت بدن ما زود مصرف شود . این انرژی از داخل گوشت و پوست و استخوان ما خارج می گردد . بعبارتی ، انرژی بدن كه بایستی 60 سال مصرف شود ما آن را 20 ساله مصرف می كنیم و برای همین موضوع قیافه ها تابلو و درب و داغان می شود.

در حقیقت كاری كه مواد می كند در حكم آن است كه در چراغ نفتی ما فتیله چراغ را بالا بكشیم ، كه با این حركت نور زیاد میشود ولی نفت زود تمام می شود . مواد مخدر هم در مورد انرژی دادن همین كار را انجام می دهد.

البته علاوه بر تخریب كلی مواد مخدر در جسم ما در سیستمهای اصلی و اساسی بدن ما نیر انهدام بوجود می آورد كه یكی سیستم ضد درد است و دیگری سیستم های تولید كننده مواد شبه افیونی كه در وادی های بعدی آن را شرح خواهیم داد.

نكته حائز اهمیت دیگر در اینجاست ممكن است هنوز بعضی از ماها بگوید من به نیروی برتر اعتقادی ندارم . كه البته ایرادی ندارد ، ولی باید باین نكته توجه كنیم كه ما هنوز حتی یك سلول از میلیاردها سلول جسم خودمان را كه وجود آن اثبات شده و ساختار وجودی ما را تشكیل می دهد ، اطلاع چندانی از او نداریم . برای همین می گویند اول انسان باید خودش را بشناسد و بعد نیروی مافوق را !

برای درك نیروی مافوق دو راه وجود دارد , یكی با تفكر ودیگری بدون تفكر . بعضی ها بدون تفكر به آن نیروی عظیم رسیده اند وهیچ كس هیچ دلیلی هم نمی تواند برای این مسیر ارائه دهد.ولی با تفكر می توان به عظیم ترین قله های شناخت نیروی مافوق و شناخت هستی پا گذاشت .

 ما با یك نگاه سریع دریافتیم ، با میلیاردها سلول كه جسم ما را تشكیل داده اند طرف هستیم و چیز چندانی از آن ها نمی دانیم فقط اندكی می دانیم ، اگر كمی فكر كرده باشیم درخواهیم یافت در سالهای گذشته هر كاری دلمان خواسته بعنوان تشنگی و یا هر بلایی كه بر آن آگاهی نداشته ایم سر این كیهان عظیم آورده ایم . در اصل اگر كمی انصاف داشته باشیم و عادلانه بخواهیم قضاوت نمائیم درخواهیم یافت ما یك فروانروای نالایق و بی كفایت و خوش گذران بوده ایم و برایمان اصلا“ مهم نبوده كه چه بلائی سر ساكنین جسم خود كه سلولها می باشند ، می آید و تمامی نیروهای خود را به باتلاق ریخته ایم . ما برای اینكه بتوانیم فرمانروایی صالح و با كفایت باشیم باید خود را برای مبارزه ای سخت با اعتیاد آماده نمائیم و مشكلات ما از روزی كه مبارزه را آغاز نمودیم به سه بخش عمده تقسیم می شود

الف : مشكلات جسم ما

ب   : مشكلات روان ما

ج   : مشكلات جهان بینی ما

 در این مقوله مشكل جسمی و روانی با فرآیند زمان قابل حل خواهد بود . اما مشكل جهان بینی یعنی بایستی دیدگاه و آگاهی و شناخت ما از خودمان و جهان اطرافمان تغییر نماید.

 برای مثال اگر كسی از دیدگاه خود و جهان بینی خود به پوچی برسد اگر مشكل جسمی و روانی او هم حل بشود , دوباره به اعتیاد روی خواهد آورد . بنابراین اولین قدم این است كه برای شناخت خودمان و یا بعبارتی انسان ، اقدام نمائیم تا انسان را بهتـر بشناسیم .البته مشكلات خانوادگی و كاری هم وجود دارند ، كه اگر ما مشكل خودمان را حل نمائیم و به سلامتی برگردیم آن قدر نیرو پیدا خواهیم كرد تا قادر باشیم آن ها را حل كنیم .

 نكته حائز اهمیت :

در این وادی بهتر است هركدام از راهنمایان یا کمک راهنمایان كنگره 60 را بعنوان استاد راهنمای خود انتخاب نمائیم تا شاید چراغ راه ما باشد . توصیه می شود ، این كار را باكمی تفكر و حوصله انجام بدهیم .

 

                                              پایان وادی دوم

جمعیت احیای کنگره 60



تاریخ : یکشنبه 6 آبان 1397 | 08:19 ق.ظ | نویسنده : همسفر زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.