به نام یگانه قدرت مطلق الله
مشارکت مکتوب همسفران ( لژیون دوم)



 اما در این وادی یا آبادی من برای سوغات امید را بر میدارم
امیدی که لحظه ها را برای زیبا زیستن آرایش میکند
لحظه هایی که میتواند بهترین اوقات را برایم رغم بزند
سلام دوستان مریم هستم همسفر

وادی دوم و تاثیر آن روی من

وادی به معنای آبادی است و آبادی مقصدی است برای تعمق، استراحت، تجدید قوا، یا خرید مایحتاج سفر، سوغات و... که البته بستگی دارد به چه منظور وارد آن آبادی شده باشیم.
در کنگره ما سفری را آغاز میکنیم که مبدا و مقصد و هدف مشخص میشود؛ مبدا شروع سفر است که ما در چه جایگاهی قرار داریم و چقدر تخریب داریم که مهمترین نکته در سفر همین امر میباشد خوب ما چهارده وادی داریم که اکنون در ابتدای راه قرار داریم و وادی تفکر را پشت سر گذاشته ایم وقتی در وادی اول خوب فکر میکنیم میبینیم مشکلات و گره های کوری در زندگیمان وجود دارد که شاید ادامه حرکت را برایمان سخت میکند
من میخواهم حرکت کنم، اما چگونه؟
وقتی همه چیز برایم بی معناست،
وقتی دست و پایم در گل فرو رفته اند،
وقتی حتی عزیزانم راهم با خود به این مرغزار کشانده ام،
عزیزانی که برای کمک به من آمده بودند، آنها نیز دیگر نمی توانند برایم کاری کنند،
چرا؟ 
به دلیل نا امیدی و اینکه دیگر فایده ای ندارد و باید به این شکل باشد تا ابد
 اما در این وادی یا آبادی من برای سوغات امید را بر میدارم
امیدی که لحظه ها را برای زیبا زیستن آرایش میکند
لحظه هایی که میتواند بهترین اوقات را برایم رغم بزند.
بله من با اختیار خود آگاهانه یا نا آگاهانه وارد تاریکی شدم وارد مرغزار شدم  که شاید ظاهراً گلستان باشد اما من میدانم و من، که درونم چه هست و چه می گذرد،
چرا که گاهی این ظلمت و سیاهی را با افکاری منفی و تفکرات پوچ و بی معنی برای خودم ساخته ام .
پس امروز فرصت دارم تا راه خودم را درست انتخاب کنم.
امیدوار باشم و زیبا بیاندیشم
چرا که هیچ مخلوقی به جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد، هیچکدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.
خداوند هستی و هر آنچه در آن است را برای خدمت رسانی به انسان آفریده ، پس هیچ کدامشان بیهوده نیستند چه برسد به من انسان که اشرف مخلوقات هستم.
اگر زمانی به این رسیدم که وجودم بیهوده است باید بدانم شیطان به هدفش رسیده و اوست که میخواهد وجود ما را هیچ و پوچ نشان دهد.

 امیدوارم در این مسیری که قرار گرفته ایم بهترین بهره را ببریم تا انشاالله بتوانیم از تک تک تارهای نا مرئی شیطان نجات یابیم .

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر

هر وادی که مطرح میشود یک فلسفه ای پشت آن است؛ چون وادی یک تا چهار فقط محدوده تفکر به ما نشان می دهد. وادی اول می گوید با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر آنچه هست روبه زوال میرود، یعنی این ساختارهایی که میگویم ساختارهای درست وخوبی باشد و بیهوده نباشد، پس باید ببینیم آن ساختار فکری که می سازیم درست باشد چون در اثر تفکرات غلط یا حرکت در مسیر ضد ارزش ها برای خود مشکلاتی به وجود می آوریم واین تفکرات غلط قطعاً برروی ساختار جسم تخریب های فروانی میگذارد و خودش را به صورت انواع واقسام بیماریهای جسمی و روانی نشان میدهد.
وادی دوم میگوید،هیچ مخلوقی دراین جهان و در این هستی به جهت بیهودگی خلق نشده است، یعنی همه و همه از یک ماسه ریز تا کوه با آن عظمت همه دارای نقش و عملکرد خاص خودشان هستند و هیچ چیز نمیتواند نقش دیگری را ایفا کند. 
در وادی دوم میگوید شاید من فاطمه بگویم چه هدفی خداوند داشته که به دنیا آمدم؟ آخر من که به هیچ دردی نمیخورم، شاید در صور آشکار اینگونه است ولی در صورپنهان می بینیم که من فاطمه که هیچ ،حتی آن مورچه ای هم که به هستی می آید یک هدفی را به دنبال دارد اگر به صور پنهان هستی نگاه کنیم می بینیم هر کدام از ما که پا به هستی نهاده ایم هر کدام دنبال موضوع خاصی هستیم، هیچ کسی بیخودی والکی به دنیا نیامده حتی اگر خودمان اینگونه تصور کنیم و اگر نتوانستیم توجیحش کنیم بخاطر نداشتن علم وآگاهی است
وخود شناسی
از وادی دوم شروع میشود نا امیدی سراغ انسان نا آگاه و ناهشیار می آیدمثل من فاطمه که قبل ازورود به کنکره در دنیای از تاریکی و جهل فرو رفته بودم و با اعتیاد مسافرم دنیا را برای خودم و خانواده ام جهنم کرده بودم وفکر میکردم بد بخت ترین انسان روی زمین هستم و کار مسافرم را بزرگترین خیانت می پنداشتم اما به شکر خدا با ورود به کنگره و گرفتن آموزش ها دریافتم که با تفکر کردن ،تفکر درست ،حرکت درست و عمل درست زندگیم را بسازم و امروز که داریم به پایان سفرمان میرسم دریافتم که اعتیاد همسرم کوچکترین ضعف زندگیمان بود خیلی از رفتارها و حرکت هایی در زندگیمان وجود دارد که خیلی تخریب کننده تر از اعتیاد است و امید به روزی که بتوانیم با عملی کردن وادیها راه درست زندگی کردن را بیابیم تا به آرامش برسیم.

سلام دوستان نفیسه هستم همسفر

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی ،قدم به حیات نمی نهد.
هیچ کدام ازمابه هیچ نیستیم،حتی اگرخود به هیچ فکر کنیم.

هرفرد مصرف کننده باگذشتن از وادی اول، اگر درست فکرکرده باشد متوجه شده که چیزهایی رو از دست داده و یا درحال از دست دادن آنها است.
چیزی که بسیار مهم است، این است که گاهی افراد در اثر تفکرات نادرست و حرکت به سمت ضدارزش ها برای خودشان مشکلاتی از قبیل خودکشی یا تخریب هایی به صورت انواع بیماری ها بوجود می آورند.
حال ممکن است فرد دراین شرایط تصور کند زندگی اش به پایان رسیده و امیدی ندارد وخود را در عمق تاریکی می بیند که این یک توجیه است برای خود شخص که بیشتر در عمق تاریکی و مشکلات فرو رود؛ ولی اگر به تمام هستی نگاه کند در می یابد که هیچ چیزی بیهوده آفریده نشده است.
برای مثال ، همه ی ما از دیدن مارمولک وحشت می کنیم و هرجا ببینیم او را می کشیم ،ممکن است گاهی بگوییم برای چه این موجود چندش خلق شده، اما اگر به عمق خلقت آن پی ببریم می فهمیم که دُم مارمولک CO2 هوا (سم موجود درهوا) را جذب می کند و برای تنفس ما مفید است.
پس هیچ چیزی بیهوده خلق نشده است واگر شک داریم کافیست به هسته درونی آن چیز پی ببریم.
خداوند زمانیکه انسان را خلق کرد دو راه برای او قرار داد، یکی راه تاریکی هاست و دیگری راه روشنایی ها.
انسان برای اینکه به عظمت روشنایی پی ببرد باید تاریکی هارا تجربه کند.اگرانسان درتاریکی ها فرو رفت باید از سختی ها بگذرد و غلبه برسختی ها باعث میشود انسان با تجربه ای بشود.
خداوند درهمه ی مواقع پشت و پناه ماست وهمیشه پشتیبان مابود و به مایاری میرساند.اگرمامیخواهیم خدارا داشته باشیم و او حمایتمان کند باید ازضدارزش ها دوری کنیم ،به ارزش ها بپردازیم و در مسیر و صراط مستقیم حرکت کنیم.

تنظیم و ویرایش: همسفر مریم( لژیون دوم)


تاریخ : یکشنبه 6 آبان 1397 | 08:31 ق.ظ | نویسنده : همسفر زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.