به نام قدرت مطلق الله

«کمک کنگره به من ، کمک من به کنگره»

سخن گفتن در مورد کمک کنگره به من و قلم راندن در باب این دستور جلسه همانند شمردن قطرات بارانی است که آهسته و پیوسته بر کویر خشکیده‌ات باریده و همچنان می‌بارد! همانند توصیف تک‌تک قطرات باران رحمتی است که سیرابت کرده و می‌کند، اما آیا می‌توان توصیفش کرد؟ آیا می‌توان آن‌ها را شمرد؟ بارانی که درمان اعتیاد تنها یک قطره‌اش بود! شاید سالیان سال به طول انجامد که تنها مفهوم این چهار کلمه را درک کنیم یعنی کمک کنگره به من»!

بی‌شک تمام دستور جلسات کنگره ازجمله دستور جلسهٔ «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» برای تفکر، تعقل و به‌نوعی هدایت است. با اندکی تأمل پی می‌بریم که تک‌تک دستور جلسات، گاهی تکانه و تلنگری می‌شوند و گاهی نقش هدایتگر دارند، گاهی اطمینانت می‌دهند به راهی که در پیش داری و گاهی متوقفت می‌کنند از فرورفتن به تاریکی و گاهی هم نقش یادآوری دارند، به‌شرط آنکه انسان در پی یافتن و پیدا کردن خود باشد! 

مسافر یا همسفری که وارد کنگره می‌شوند هر دو آسیب‌دیده‌اند، هرکدام به‌نوعی تاریکی را تجربه  کرده‌اند و نمی‌توان گفت آسیب همسفر نسبت به مسافر کمتر است، چه‌بسا بیشتر هم هست! چراکه وقتی در یک خانواده، شخصی مصرف‌کننده می‌شود، گویی که بنای خانه سست می‌شود و بالاخره اعتیاد آواری می‌شود که وقتی فرومی‌ریزد، دیگر بر سر یک شخص فرونمی‌ریزد و یک نفر را نشانه نمی‌گیرد بلکه به‌کل خانواده آسیب می‌رساند و شاید این آوار در ظاهر نباشد اما انسان را مدفون می‌سازد، درست همانند ضد ارزش‌ها! اما چه چیز را مدفون می‌کند؟ شأن و شخصیت انسان را، ارزش انسان را، فرماندهی و اختیار انسان را، محبت درونی، تفکر و حس انسان را و مهم‌تر از همه باعث می‌گردد که انسان در زیر آوار، خود را گم کند و همین‌طور راه خود را! وقتی انسانی در زیر آوار اعتیاد و ضد ارزش‌ها دست‌وپا میزند، ممکن است هرکسی قصد بیرون آوردنش را از زیر آوار داشته باشد اما بیرون آوردن یک موضوع است و چگونه بیرون آوردن موضوع دیگر!

وقتی شخصی به کنگره راه پیدا می‌کند، یک‌طرف٬ اوست و دنیایی از تاریکی و شخصیتی ترک‌خورده و طرف دیگر، کنگره است با تمام هست و نیستش، با تمام توان مالی‌اش، با تمام منابع آموزشی و علمی‌اش و با تک‌تک اعضا و نیروی انسانی‌اش که بسیج شده‌اند که آن شخص نجات یابد و خود را پیدا کند! شاید زمان ورود به کنگره قادر نباشد چشمان خود را باز کند و نظاره‌گر باشد که چه سیستمی در مقابلش قرارگرفته اما مطمئناً روزی به‌واسطه آنچه در کنگره به دست خواهد آورد، چشمانش بازخواهند شد که چگونه کنگره این سیستم احیای انسانی، آماده بود که او تنها دستش را دراز کند و ببیند که یک نفر دستش را نمی‌گیرد که نجات یابد بلکه سیستمی به نام کنگره به او کمک خواهد کرد گه از تاریکی خارج شود! سیستمی که اگر شخصی به نام آقای مهندس دژاکام در رأس آن نبود معلوم نبود که هرکدام از اعضای امروزِ کنگره 60، کجا بودند!

سخن گفتن در مورد کمک کنگره به من و قلم راندن در باب این دستور جلسه همانند شمردن قطرات بارانی است که آهسته و پیوسته بر کویر خشکیده‌ات باریده و همچنان می‌بارد! همانند توصیف تک‌تک قطرات باران رحمتی است که سیرابت کرده و می‌کند، اما آیا می‌توان توصیفش کرد؟ آیا می‌توان آن‌ها را شمرد؟ بارانی که درمان اعتیاد تنها یک قطره‌اش بود! شاید سالیان سال به طول انجامد که تنها مفهوم این چهار کلمه را درک کنیم یعنی کمک کنگره به من»!

آیا جایی و سیستمی غیر از کنگره 60 و آیا بزرگ‌مردی جز آقای مهندس دژاکام قادر بودند انسانی که هست و نیستش مدفون‌شده بود را از زیر آوارها بیرون بکشند و کمک کنند که بیرون بیاید؟ آیا قادر بودند کمک کنند تمام چیزهایی که ازدست‌داده را  به دست آورد یا شخصیت و شأن انسانی را به انسان برگرداند؟

کنگره کمک می‌کند که انسان بیدار شود، کنگره کمک می‌کند که انسان به ارزش وجودی خود پی ببرد و بداند حتی اگر در قعر  تاریکی و عمق ظلمات باشد قابل‌تغییر است و می‌تواند خود را به بالاترین درجه انسانیت برساند. آقای مهندس هرگز کنگره را از مسیر خود دور نکردند و آن‌قدر با تفکر عمل نمودند که امروز کنگره 60 بهترین تشکل اجتماعی درزمینهٔ درمان اعتیاد است و چنین آمار رهایی را دارد.

کنگره کمک کرد تا روشنی جایگزین تاریکی‌های زندگی و گرمی، جایگزین جان یخ‌زده زندگی‌ها شود. کوله باری که هرکس با خود به کنگره آورد جهل، نادانی و ناامیدی سنگینش کرده بود و کنگره آن را با دانایی، محبت، امید و عشق جایگزین کرد. شناخت و معرفتی که انسان در کنگره کسب می‌کند باعث می‌شود در تشخیص راه از چاه و خوبی از بدی و خیر از شر دچار اشتباه نشود و گمراه نشود. کنگره  کمک کرد تا شخصیت ترک‌خورده خود را ترمیم کنیم. به کنگره آمدیم تا سقوط نکنیم اما پرواز را آموختیم! کنگره به ما آموخت تمام مشکلات ما بازتاب بلد نبودن زندگی کردن و نقض قوانین توسط ماست و قوانین را به ما آموخت تا بتوانیم در صلح زندگی کنیم. کنگره چیزهایی را برای ما معنا کرد که معنای واقعی آن را گم‌کرده بودیم. کنگره بی مِی مست و بی شراب شوریده بودن را به ما معنا کرد؛ کنگره کمک کرد مسائل را از سوراخ کلید نگاه نکنیم و جهان‌بینی فراتری را به ما داد٬  کنگره بزرگ‌ترین کمکی که کرد این بود که آموخت که هیچ نمی‌دانیم و ندانسته‌هایمان خیلی بیشتر از دانسته‌هایمان است. کنگره هنر در حال زیستن را به ما آموخت. کنگره با دیده‌بانان، مرزبانان و راهنمایان مسیر را نورانی کرد که بهتر ببینیم راهمان را! 

کنگره همه‌چیز به انسان می‌دهد و کمکی نیست که در حق ما، کوتاهی کند حتی چیزهایی که خودمان در حق خودمان کوتاهی کردیم! کنگره انسان را هوشیار و بیدار می‌کند نسبت به نیرو و قدرت نهفته و گنج درونی‌اش!

کنگره یک خانواده بسیار بزرگ است که با زندگی کردن در آن، رسم زیستن را به ما آموزش داد؛ کنگره همه‌چیز داد؛ اما چیزی نخواست و بارها آقای مهندس فرموده‌اند که هیچ‌کس هیچ دینی به من یا کنگره ندارد و بعد از درمان و رهایی کسی را مجبور به ماندن نکردند اما شخصی که بعد از حرکت درست در کنگره متوجه تغییرات خود می‌شود و امروز خود را با دیروز و البته دیروزهایش قیاس می‌کند و آگاه می‌شود که به کجا قدم نهاده و در کجا ورودی گرفته به این نتیجه می‌رسد که باید زکات رهایی و خدماتی که به او شده است را بدهد، حال چه مادی و چه معنوی و قطعاً می‌ماند و خدمتگزار خواهد بود!

 اینجاست که باید ببینم که من در قبال آنچه کنگره به من داده و کمکی که به من کرده چه کمکی کرده‌ام و کمک من به کنگره چه بوده؟ و در پاسخ‌خواهیم یافت که اگر خدمت‌گزار هستیم، این خدمت قبل از اینکه به کنگره باشد به شخص خودمان است، اگر کمک مالی و معنوی می‌کنیم آن‌هم تنها  توفیق و فرصتی است که برای خود کاری کنیم، اگر رعایت قوانین و اصول است تنها برای امنیت و آسودگی خودمان است در درجه اول و چیزی جز آموزش نیست و اگر در جایگاهی خدمت می‌کنیم، فرصتی است که خود را پیدا کنیم و ضعف‌ها و گره‌های خود را بشناسیم! پس درواقع خدمت در کنگره هم بازتابش در ابتدا به خودمان است و چیزی جز آموزش نیست.

این دستور جلسه، یاری‌مان می‌دهد که سیری داشته باشیم از بدو و آغاز ورودمان به کنگره تا امروز که ببینیم در کوله‌بارمان چه داشتیم و حالا چه داریم؟ کنگره بهترین و ناب‌ترین و بهترین آموزش‌ها را به ما می‌دهد و از این بابت خداوند را شکر اما چقدر به آن‌ها عمل می‌کنیم و چقدر قدردان هستیم تا فراموش نکنیم آرامش امروزمان را مدیون چه کسی و چه جایی هستیم!

بدانیم که در زیر این باران درهرصورت رشد خواهیم کرد اما انشا الله بتوانیم رشد کنیم و درختی باشیم نه علف هرزی! این‌ها تنها قطراتی بودند از باران رحمت کنگره که همچنان می‌بارد بر ما و هرگز و هرگز قادر نخواهیم بود تمام کمک کنگره و آنچه آقای مهندس و کنگره به ما دادند را یکجا بیاوریم و بر قلم و یا زبان جاری کنیم و با کمی تفکر خواهیم یافت که کمک من به کنگره چه بوده؟ هیچ، هیچ و هیچ... 

 

با احترام؛ کمک راهنما همسفر سحر
ارسال: همسفر زهره
نمایندگی همسفران شیخ بهایی



تاریخ : سه شنبه 19 دی 1396 | 04:36 ب.ظ | نویسنده : همسفر مریم شفیعی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.